تبليغاتX
مردم ایران ما - جهانبگلو : ماهی اب گل الود

مردم ایران ما

درباره مسايل مختلف

رامین جهانبگلو ناپدید شده بود و چند روز بعد از ان خبر دستگیری وی اعلام می شود خبری که معمولا بعد از شنیدن ناپدید شدن ها معمولا منتظر شنیدن ان هستیم

اما رامین جهانبگلو چرا و چگونه؟ بدرستی نمتوان حدس زد که چرا چون انان که دستگیر می کنند دلایل خاص خود را دارند البته دلایلی که همیشه برای خود داشته اند اما برای انتخاب شخص مورد نظر منتظر معادله ای بوده اند که بتوانند ان را با هم مرتبط سازند هر چند بسیاری موقع معادلات ناهمخون شان  ناهمخوانی عجیبی دارد اما معادله جدید : رامین جهانبگلو

رامین جهانبگلو نویسنده و پژوهشگر است انهم نه در محدوده مسائل سیاسی بلکه فلسفی و فرهنگ پس بیگمان در نگاه اول نمی تواند عامل حساسیت برانگیزی باشد در کشوری که مردمان ان بدنبال مسائل سطحی هستند و می روند. و در جامعه ای که مسائل سطحی برتری شگرفی بر مسائل زیربنایی دارد و مردمی که حوصله کارهای سخت و شاید به بیان دیگر حوصله تفکر کردن ندارند بدون شک جهانبگلو ها نمیتوانند دکانی پر از مشتری داشته باشند

اما شکی نیست جامعه ای که نماد روشنی از ان نمایان نیست هر عرصه ای مخاطب خاص خود را دارد و بیگمان فرهنگ و اندیشه جدا از این مسائل نیست

اما انچه نگاهها را بسوی خود جلب می کند دست گذاشتن روی افرادی است که نگاه جدی بر انان نیست و یا به بیان دیگر مخاطب جدی ندارند. بیگمان در جامعه ما برای مسولان امر  دو مسئله در جای خود همیشه حائز اهمیت  بوده است ودو طیف همیشه زیر حوزه دید بوده اند دو طیفی که:

 یکی انان که حرفی می زنند بر خلاف انچه از بالا محدوه تعیین شده است و خطابه ای دارند برای مخاطبانی که بر ضد مسولان امر باشند و یا به بیان دیگر اینکه در حوزه سیاست وارد شده اند.سیاست به بیان امروزی تابلو ترین حوزه دید مسولین ذیربط است حال چه افرادی باشند که مخاطب کلی داشته باشند و یا چه بسا افرادی بوده اند که مخاطب جز داشته اند اما چون بر بیرون از محدوده خواست اقایان قدم برداشته اند ویا سخن روا داشته یا بر کاغذ حک کرده اند نگاه تیز و بعد از ان عواقب ان را دیده اند

دسته دوم افرادی هستند که مخاطب بیشمار و عام دارند و چون سطح دسترسی انان به مردم و عموم زیاد است و یا جامعه روی انان توجه زیادی دارد به نوعی تحت نظر از بالا هستند هر چند به حوزه دید سیاست نظری ندارند از این طیف می توان به ورزشکاران و بازیگران عرضه تلویزیون و سینما اشاره کرد اینان مخاطب زیادی دارند اما چیزی بر خلاف خواست بالایی ها انجام نمی دهند پس زیر دید هستند که نکند انجام دهند

اما رامین جهانبگلو در این دو دسته نمی گنجد مرد میدان فرهنگ و اندیشه کالاهای کم خریدار ایرانی با بازاری کم رونق  چطور وارد حوزه دید بالانشسته ها شده است و از همه مهمتر جهانبگلو  علاوه بر این که در حوزه سیاست زیاد وارد نشده  است در حوزه فرهنگ و اندیشه نیز خط قرمز را رعایت می کرده است اما چرا توجهات را به خود جلب کرده است

بیگمان بدون شناخت کامل از جهانبگلو و پرونده او ارائه هر واکنشی و طرح نظری خالی از اشکال نیست اما تجسسی کوتاه و دقیق  بر مسائلی نزدیک و اخیر نشانه های هر چند رقیقی بدست می اید

با نگاهی اجمالی به مسائلی از این دست اغلب برداشتهایی یکسان از این مسائل می شود واز انجا که اتهام ایشان جاسوسی عنوان شده است  شبهاتی بدست می دهد. در این مقال قصد این نداشته و ندارم که بحث بر این وادارم که ایشان گناهکار است یا بری ولی سوابقی از این دست از چنین پرونده هایی نشان می دهد که اقایان از  کاه کوه می سازند و بیگمان اتهام جاسوسی بر اشخاصی اینچنین  فارغ از هر چیز کلی گویی  و بنوعی ربط دادن چیز نامناسب به اشخاص مناسب است  اما چرا جهانبگلو؟

جهانبگلو تا اینجا که من شناختم سوژه ای مناسب  برای اتهامات جدید است  بطور عمد این کلمات را بکار می برم چون دلایل خاصی دارم اما چرا سوژه مناسب

جهابگلو در تورنتو کانادا بوده است پس بیگمان با خارج نشینان یا به عبارت واضح تر ایرانیان مقیم خارج راطه داشته است و چرا راه دور برویم نوشته اخیر لیلی پورزند را بخوانید یعنی اینکه حداقل رابطه ای با پورزند و از همه مهمتر مهرانگیز کار داشته است شاید اینها به نظر ساده اید اما نکته همینجاست مهر انگیز کار را که می دانید جز امضا کنندکان رفراندوم بوده است با چه کسانی در این جمع بوده اند با محسن سازگارا اکبر عطری و علی افشاری و چند تایی دیگر

اما چرا اتهامات جدید این روزها سایت ها و نوشته ها را که میخوانی اتهام پراکنی ها بیداد می کند و از انجا همه چیز شکل دیگری یافت که حرف از کمک ۷۵ میلیون دلاری امریکا به میان امد و از انجا جدی تر شدکه علی افشاری و اکبر عطری و فاطمه حقیقت جو به کنگره امریکا دعوت شدند هر چند حقیقت جو بنا به مشورت با اصلاح طلبان داخل ترجیح داد به کنگره نرود اما توضیح نداد که مشارکت بر اقتضای چه مصلحتی به ایشان راهنمایی کرده است که نرود بهر طریق افشاری و عطری به کنگره امریکا رفتند حالا خوب یا بد من کاری ندارم اما از اینجا قضیه شکل دیگری گرفت و بیگمان رفراندومی ها و تحریمیان مورد توجه جدی قرار گرفتند

جناح راست حکومت که از ابتدا با این دسته افراد مشکل داشت به دنبال بهانه می گشت و چه بهانه ای از این بهتر و از انطرف تعدادی از اصلاح طلبان که دنبال مقصر برای عدم توفیق خود بودند بدنبال بهانه ای برای کوبیدن انهایی که تحریمیان نام گرفته بودند و به کنگره رفتن افشاری و عطری بهترین فرصت از این دست بود تا زهر خود را بریزند و شاید در این بین تعدادی دیگری باشند که به عواملی دیگر چه منطقی و چه غیر منطقی با کنگره رفته ها و تحریمیها مخالف باشند که شاید خود نیز جز این دسته باشم اما روی سخن جای دیگر است

البته این را گفته باشم به دنبال مقصر نمی گردم چون نه اینکاره هستم و نه دوست دارم اینکاره باشم قصد اتهام زدن به دیگری را هم ندارم بلکه بر پایه مستندات تحلیل خود را می کنم و بر مسائلی که ممکن است یک معادله را شکل بدهند تاکید می کنم شاید درصد تاثیر این مسائل بسیار اندک باشد اما بالاخره بوده و هست

 نمیخواهم مسئله را حادتر کنم و خود اتهام دیگری بزنم اما بعضی گفته ها و نوشته ها کار انهایی که بدنبال فرصت هستند را راحت تر می کند شاید قصد نوشتن از یک مطلبی و یا گفتن یک شنیده ای از سر دلسوزی باشد اما انهایی که فرصت طلبند به جزییات کاری ندارند حتی از دلسوزی برادر به برادر  انها به نفع خود بهره برداری می کنند

در پایان نکات زیر را ناچارم عرض بنمایم از وبلاگ نویسان وطنی و چه انانی که در بیرون هستند انهایی که به هر دلیلی با تحریمیان یابا انهایی که طرفدار رفراندوم بوده اند یا با اینانی که به کنگره رفته اندو یا انانی که به سمت و سوی غرب نظر می افکنند مشکل دارند و از جمیع جهات به اطمینان رسیده اندکه این جماعت اشتباه کرده اند لطفا تیغ تیز خود را نگه دارند نه از ان جهت که حرف اینان را بپذیرند بلکه هر نقد ناروایی بهانه ای می شود برای انانی که می خواهند از این اب گل الود ماهی بگیرند

از انجا که منشا تمام این اتهامات واهی کمک ۷۵ میلیون دلاری امریکاست و خیر امریکا به دموکراسی در ایران که نرسیده هیچ دارد تلفات هم می گیرد بر تمام کسانی که ادعای دانستن و نوشتن و فهمیدن می کنند رواست که در مقابل چنین اتهامات واهی بایستند و در درجه دوم در مقابل کسانی که یا دوستانه یا ناجوانمردانه اتهامات خیالی مطرح می کنند ایستادگی کنندتا از این بابت بهانه ای دست دیگران ندهند هر چند بعضی مواقع می گویند دیوانه ای سنگی را داخل چاه می اندازد و هزاران عاقل  کاری از دستشان بر نمی اید حالا کار امریکاییها و بعضی دوستان داخلی که اتهامات ثابت نشده می زنند از این قبیل سنگهاست

اما  جبهه گیری جبهه مشارکت در برابردستگیری جهانبگلو اقدامی بجا وشایسته بود و امیدوارم همیشه در برروی همین پاشنه بچرخد و نمیخواهم با انتقاد دیگر این کار شیرین انها را تلخ کنم اما با ذکر این نکته فقط اشاره می کنم  وقتی جوانی از این حزب که بیگمان انعکاس دهنده نظر عقلای این جمع نیست در وب شخصی خود به نوشتن مطالبی می پردازد که حداقل می توانست  دسیسه ای باشد که فشاری بر دانشجویان و یا بقولی دیگر روشنفکران سکولار اورده شود در این میان وظیفه مشارکت این بود که اگر قصد تقبیح عضو خود و نوشته ایشان را ندارد لااقل از ان برائت بجوید و ان را بیان کننده جمع خود نداند نه اینکه تنها چند روز بعد از ان ایشان را دعوت به سخنرانی به مناسبت روز جوان بکند

البته قصد توهین و گناهکار کردن هیچ شخص و جمعی را ندارم و بدرستی میدانم اقایان وقتی بخواهند کسی را وارد حوزه اتهامی خود بکنند از هر کاهی کوه می سازند اما شایسته است همه ما در نوشتن و گفتن مطالب خود دقت بیشتری بنماییم تا لااقل نتوانند از مطالب استفاده ای در جهت مقاصد خود بکنندو هر چند معتقدم گرفتاری جهانبگلو خود مقدمه ای است بر رفتارهای دیگری و امیدوارم نوشتارهای دوست و دشمن در چنین کاری تاثیری نداشته باشد اما اگر ۱ درصد هم احتمال بدهیم که نوشته ها تاثیر داشته اند انوقت نمی دانم ایا وجدان ادمها انها را راحت می گذارد

و ختم کلام اینکه امیدوارم جهانبگلو زودتر ازاد شود و حالا که از خارج و داخل و دوست و دشمن اب را زده اند گل الود کرده اند زندگی ایشان تحت تاثیر این بازی واقع نشود وایشان ماهی گرفته شده از این اب گل الود نشود و امیدوارم انهایی که دغدغه فرهنگی دارند  و انهایی که می اندیشند و چه انهایی که می توتنند حرفی بزنند و چه انهایی که خود را گناهکار یا بی گناه می دانند ساکت ننشینند

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 14:49  توسط غلامحسین خدری  |