اما در جوامع انسانی و در انجا که ادمیان زیست می کنند وقوع پدیده هایی غیر طبیعی بحثی دگر دارد شاید در طبیعت و در دیگر موجودات طبیعی اگر مسئله ای غیر قابل پیش بینی پیش بیاید ناخود اگاه مورد توجه عموم مردمان واقع می شود اما رفتار خود ادمیان هر چند هم با طبیعت انان و کنش بروز داده شده از انان مغایرت داشته باشد کمتر می توان پی برد که یک حادثه غیر طبیعی روی داده است و در کل چون در طول تاریخ ادمهایی با سرشت و تجربه ای مشخص تصمیمات و رفتارهایی متفاوت گرفته اند و به علت وفور این معادلات دیگر نمی توان از ان عملی نامحتمل نام برد اعمالی که اگر در زوایای دگر و مغایر با سرشت پدیده های دگر بود خود بخود به عنوان یک شگفتی نام برده می شد
اما در ادمیان و بخصوص در معادلات مربوط به خود و دیگران وقوع هیچ امری ناممکن نیست زیرا در مسائل شخصی و محدود ادمها بسیار اتفاق می افتد مسئله ای حادث شود که بر خلاف خواسته فرد باشد و یا اینکه باید یک رفتاری انجام دهد اما به علت یک سری مسائل معینی از ان رفتار چشم پوشی می کند
اما وقتی به بحث جمع و گروه کشیده می شود مسائل باز از این فراتر می رود ادمیان بنا به اقتضای جمع و بر حسب شرایط گاه و بیگاه ان چیزی را می خواهند که بر خلاف میل باطنی انهاست یا اینکه ان چیزی را نمی خواهند که وادار به خواستن ان شده اند. به هر طریق مسائل و شرایط ادمیان طوری شکل گرفته است که امر محال ناخوداگاه طبیعی شده و از ناحیه و شرایط خود بیرون امده و به شکل امری طبیعی جلوه داده شده است
اما در جمع و اجتماع امروز جهانی رفتار سیاسی خود به شکل دیگری است. امر سیاسی اقتضا می کند که ادمیان نه تنها نتوانند در محدوده خواسته های خود سیر بکنند بلکه گاه ممکن است بر خلاف تمام خواسته خود رفتار کنند وانجا که صحبت از مصلحت و اقتضای ان می شود نه تنها بر تمام وجوهات فرعی غلبه می کند بلکه از اصل هم فاصله می گیرد هر چند شاید مقطعی یا موجه باشد
تصمیم اخیر ریس جمهور ایران در باره اجازه ورود خانمها به ورزشگاه شاید حدیثی از این نوع باشد. کلمه شاید را که بکار می برم بر فرضیات تکیه می کنم چون برای گرفتن هر تصمیمی عوامل متعددی می تواند دخیل باشد اما بنا به استنباط شخصی برداشت اینچنین کرده ام اما دلیل و دلایل ان هر چه که باشد مغتنم است اما روی صحبت جای دگر است
اجازه ورود زنان به استادیومها بر هر مبنایی و به هر انگیزه ای که باشد خود دریچه ای دیگر برای قشری محروم از انچه که حق شان بود گشوده شده است و به تناسب برای افرادی از این قشر که با سعی و تلاش بسیار برای احقاق خود در زمینه های مختلف تلاش کرده اند نوید نوعی پیروزی می دهد اما روی دیگر سکه بسیار متفاوت است
بیگمان دولت محمد خاتمی با تمام انتقاداتی که بر ان وارد است باز با رویی باز به جامعه زنان می پرداخت و تا انجایی که در توان انان بود و انجا که هیاهو بر انگیز نبود نقش بسزایی در بوجود اوردن بیداری در جامعه زنان داشت و اما جنبش زنان پیرامون دولت خاتمی هر وقت خواست به هر دلیلی به براوردن انتظارات و توقعات پیش امده از سوی زنان بپردازد موانع جدی پیش روی خود می دید و بارها به همین خاطر از حق طبیعی وخود و جامعه زنان گذشت
و یک سوال مهم که در این مقال می گنجد و برای بسیاری هم پیش امده است این است که چرا دولت قبل که می خواست و اعتقاد داشت که رفتن زنان به ورزشگاهها حق طبیعی انان است نتوانست چنین قانونی وضع بنماید و لااقل قدمی در راه گرفتن حق عده ای از زنان بردارد و در سوی مقابل دولت جدید که در ظاهر هیچ تشابهی با گرفتن چنین تصمیماتی ندارد و شاید مهم نبودن مسائل اینچنینی برای دولتیان امروزی از اصول بارز انان باشد. و با وجودی که طیف حامی انان همیشه مخالف گرفتن چنین تصمیماتی هستند اما چنین تصمیمی گرفته میشود بدون اینکه فریاد وا مصیبتایی سرداده شود. و اما این برداشت از میدان سیاست می شود برای محرومان از حق خود که برای احقاق حق خود به سوی انانی بروند که می توانند هر چند هم که نخواهند و انانی که نمی توانند هر چند هم بخواهند کاری نمی توانند از پیش ببرند و این نشاندهنده یک نوع میدان مسابقه است که اصول مسابقه جوری دگر رقم خورده است
اما سخن دیگر با زنان و بخصوص جنبش فعال انان است انانی که با سعی و تلاش خود برای احقاق حق خود و دیگران میداندار و پرچمدار انان شده اند . ذکر این نکته خالی از لطف نیست که محروم بودن از حق در این جامعه مختص زنان نیست و اجازه ورود زنان به ورزشگاه هر چند اقدامی فرخنده است اما بیگمان گرهی از مشکلات عمیق زنان ایرانی بدان صورت باز نمی کند
اما باز شدن ورزشگاهها به روی زنان بخصوص انانی که برای این کار تلاش بسیار کردند و انواع توهین ها و تهمت ها و حتی کتکها و ضربات باتوم را به جان خریده بودند یک پیروزی در جای خود به حساب می اید اما تفسیر و برداشت جنبش زنان از چنین تصمیمی بسیار حائز اهمیت است
در چند روز اخیر بحث حجاب و به خصوص زنان داشت به مراحلی بالاتر کشیده میشد و گرفتن چنین تصمیمی در این برهه نشاندهنده تصممیمی مهم و برای برنامه ای مهمتر دارد اما جای نگرانی اینجاست انهایی که به بحث حجاب و اجتماعات مردانه و زنانه به سختگیری شدید مشهور شده بودند ناگهان از طرف انان چنین تصمیمی گرفته میشود. و ایا نمیتوان چنین برداشت کرد که چنین تصمیمی به سادگی گرفته نشده است؟ ایا گرفتن چنین تصمیمی بر مبنای وقایع امروزین سیاسی ایران و جهان نیست ؟
ایا این سوال پیش نمی اید که تصمیمی که در این شرایط گرفته شده است با تغییر شرایط ایا باز هم پابرجا خواهد بود ؟ایا در اینده ای دگر با توسل به بهانه های واهی نمیشود سلب چنین حقهایی از انان نمود؟ ایا وظیفه فعالین جنبش زنان نیست که با اگاهی بیشتر در این راه خود میداندار چنین برنامه هایی بشوند که لااقل امکان سواستفاده کمتر شود. ایا به این فکر کرده اند که می توان به انگ سواستفاده خانمها از ورود به ورزشگاهها انها را از دستاوردهای دیگر هم محروم ساخت ؟ و ایا می توانند طوری اگاهانه برخورد کنند که اجازه ندهند راهی که برای انان باز شده است هیچوقت سلب نشود
و انچه جای نگرانی است و امیدوارم اینطور نباشد اگر بخواهیم به جنبه منفی قضیه نگاه کنیم که خود نوعی استفاده ابزاری از زنان است و همچنانکه اختصاص دادن جایگاهی خوب و مهم برای زنان در ورزشگاه ناشی از نوعی نگاه از بالا به انان است اما براستی زنانی که در کنار مردان این جامعه از بعضی حقوق مسلم خود منع شده اند و بخصوص زنانی که در روستاها و شهر های دور از دانستن حق طبیعی خود محرومند ایا دادن چنین امتیازاتی نوعی پیروزی حساب می شود
اما کلام اخر از انجایی که ریس جمهور اخیر چنین تصمیمی گرفته است فارغ از هر نگاهی رسم ادب ایجاب می کند که مردم و بخصوص زنان سپاسگذار وی باشند و یک تشکر ویژه لازم است هر چند هم که شرط عقل ایجاب می کند که با تعمق بیشتری به مسئله نگاه کرد
و در اخر به تمام زنانی که از گرفتن چنین تصمیمی خرسند شده اند شادباش گفته و امیدوارم با تفکر و تعقل حق شان را بتوانند از جامعه بگیرند
