تبليغاتX
مردم ایران ما - 18 تیر ، اخراجیها ، گرگها

مردم ایران ما

درباره مسايل مختلف

 ۱۸تیر دیگری می اید که فرسنگها با ۱۸ تیر ۷۸ فاصله دارد به مانند اینکه تونلی حفر شده است و از این تونل این فاصله زمانی را طی کرده ایم .۱۸ تیردیگر نیست  ،چون دیگر ۱۸ تیری ها نیستند. ان شور و شوق ها، ان امیدها ،ان انگیزه ها ،ان رویا در زیر اوارها دفن شده اند.

 نمیخواهم به تحلیل وقایع بپردازم اما به یاد تمام انانی که در ۱۸ تیر امید و ارزو داشتند اما حال امیدشان از دست رفته است برای تمام انانی که کاری یا شغلی داشتند اما بعد از ۱۸ تیر ان را از دست رفته دیدند برای تمام انانی که به جرم دفاع از ۱۸ تیر  از محیط خود حذف شدند، برای تمام انانی که به جرم ۱۸ تیری بودن ارتقاء نیافتند و برای تمام انانی که بر حسب اتفاق  وارد ۱۸ تیر شدند و بر حسب همین اتفاق حذف شدند،بار دیگر ۱۸ تیر را  یاد می کنیم و یاد تمام انان را گرامی داریم هر چند مهجورند و گمنام .

اما یادی هم از اهم اشنایان محذوف بکنیم از عزت ابراهیم نژاد از اکبر محمدی  که دیگر در میان ما نیستند هر چند یادشان همیشه با ما خواهد بود تا احمد باطبی که جوانی اش را در زندان گذراند و بسیاری دانشجویان نام اشنا که از عرصه های دیگر حذف شدند و همچنین یادی می کنم از امیدها و انگیزه هایی که اغاز حذفش در ۱۸ تیر کلید خورد

اخراجیها

۱۸ تیر که میرسد ناخوداگاه به مسعود ده نمکی هم فکر می کنم اما امسال به مناستی دیگر. ده نمکی در سالهای اصلاحات بازیگر نقشی بود که سبب گریاندن مردم میشد اما امسال او کارگردان فیلمی شد که سبب خنداندن مردم شد. به همین خاطر  هر چند نمی توانم ان گذشته تاریک را پاک کنم اما نمیخواهم  به این قضییه با عینک بدبینی بنگرم به همین خاطر ارزو می کنم دیگر بازیگران ان سالها و همچنین بازیگران این سالها به جای چماقداری به کار فرهنگی روی بیاورند .

اما  مسعود ده نمکی اگر روزی به ۱۸ تیر ۷۸  برگشت و احساس کرد احیانا کار اشتباهی صورت داده است بد نیست به ساختن فیلمی به نام اخراجیها فکر کند که البته بی شباهت به اخراجیهای امسال نیست . اخراجیهای ۱۸ تیر بی شباهت به اخراجیهای جبهه و جنگ نیستند حتی مظلوم تر و بی پناه تر از انانند. به همین خاطر بد ندیدم ۱۸ تیر را از نگاه فیلم اخراجیها ببینم

مجید سوزوکی به خاطر عشق به نرگس ترجیح میدهد به جبهه برود تا موانع رسیدن به نرگس را از پیش رو بردارد . مجید سوزوکی جوانی با دنیای محدود به پیرامون خود از دنیای بیرونش اطلاع کافی ندارد پس در دنیای کوچک محدود به خود به دنبال راهی برای رسیدن به نرگس است

دانشجویان ۱۸تیر، به خاطر عشق خود درراه ازادی و اگاهی وارد جبهه ای دیگر می شوند. در شرایطی که روزنامه سلام بسته میشود و از انجا که با بستن سلام دیگر هیچ حاشیه امنیتی برای روزنامه های مستقل که چشم و چراغ ان روز جامعه بودند نمی ماند ، شبه سعید امامی دیده می شد، همانکه سلام ان را افشا می کند، مردم توقع دارند حرکتی بشود حقی بازستانده شود. نگاهها متوجه خاتمی است

دانشجویان وی را تنها می بینند برای حمایت از وی به خیابان می ایند البته انها نیز به مانند مجید سوزوکی اخراجیها ،فقط می خواهند تا پشت جبهه بروند تا بتوانند به معشوقه خود برسند .دانشجو برای دفاع از ارمان خود به صحنه می اید به این امید که این حق زود گرفته شود بعد به خانه اش برگردد. انها برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود به پشتیبانی از سلام بر می خیزند و حتی به جبهه میروند اما  نمی دانند که ممکن است مورد حملا ت شیمیایی واقع شوند. نمی دانند که با دست خالی به جنگ دشمن تا دندان مسلح میروند به جنگی وارد میشوند ناخوداگاه برای دفاع از کیان خود برای دفاع از ارمان خود.

 اینجا هم حاج صالح ها دانشجویان را تنها می گذارند .  حاج صالح ها با شعارهای رنگارنگ در پشت جبهه، اما در جبهه نشان میدهند که مرد عمل نیستند. در ۱۸ تیر مجید سوزوکیهای البته متعهد و ارماندار ما فنا شدند . همچنانکه بایرام ها هم بودند که با ترس و لرز وارد شدند اما نقش خود را ایفا کردند. ۱۸ تیر میرزاها زیاد دارد همچنانکه حاج صالح ها هم زیاد دارد  و مجید سوزوکی هایی که البته اگاهانه به جبهه رفته اند هم دارد همچنانک بیژن هم دارد.  اما متاسفانه  ۱۸ تیر ماه  نه مرتضی را داشت که اول خودش را تنبیه کند بد دیگران را و نه ان حاجی اقا را داشت که چتر حمایت بر سر دانشجویان بگذارد و ای کاش کارگردانان ۱۸ تیر به مانند کارگردان فیلم اخراجیها دارای روحیه تساهل و تسامح بودند.

 البته اخراجی های ۱۸ تیر شامل افراد متعددی  میشوند کسانیکه به بهانه شغل و کار خود در محل حاضر شدند اما با دیدن بی رحمیها ناخوداگاه رزمنده شدند ،  اخراجیهای ۱۸ تیر عده  زیادی را شامل میشود تمام انانی که اگاهانه و نااگانه ۱۸ تیری شدند و از کار ، درس و دانشگاه و از همه مهمتر امیدواری اخراج شدند اما در مقابل اخراجیهای ۱۸ تیر هم کسانی قرار دارند که در مقابل اسلحه  دستی روی به سلاح شیمیای  اوردند. دانشجویی که با تجمع ارام خود خواهان احقاق حق است با حمله وحشیانه به خوابگاهش روبرو می شود و از ان بدتر که با نام دین و مذهب  از این سلاح شیمیایی استفاد کردند و متاسفانه اینکه اثرات ان سلاح شیمیایی نه تنها بر ۱۸ تیری ها بلکه بر جامعه نیز هنوز پاک نشده است. امیدوارم روزی اخراجیها فیلم بشود هر چند بجای خنده شاید مردم را بگریاند

مستند گرگها

مستندی به نام گرگها چند شبی در تلویزیون نشان داده شد  این فیلم انقدر واضح است که به نظر من جای هیچ دفاعی  ندارد .کاری به ایده های سازمان مجاهدین و کاری به وقایع خرداد ۶۰ ندارم اما انچه که نابخشودنی است ان است که عده ای به خاطر ایدئولوژی یا هر بهانه ای دیگر بر روی هموطن خود اتش بگشایند و نمیدانم انهایی که به کشتن مرد و زن ایرانی می اندیشند می خواهند به چه هدفی دست یابند که از خون هموطن خود نیز نمی گذرند. اما ماجرای ۱۸ تیر را می توان از این زاویه نیز نگریست براستی انانی که به دانشجویان بی پناه حمله بردند انانی که دانشگاه را به خون کشیدند انهایی که به خاطر ایدئولوژی خود حتی به جان هم وطن خود نیز رحم نکردند می خواهند به چه هدفی دست یابند. میخواهم بگویم گرگها همه جا هستند به برادر و خواهر خود نیز رحم نمی کنند حال چه به نام دین چه به نام سیاست و یا هر نام دیگری کشنده جان و روح ادمی و ازبین برنده هزاران امید و ارزو هستند. برای من فرق نمی کند اسم ان مجاهد باشد یا مکتبی یا برادر یا هر نامی دیگر، اتش کشیدن بر روی هموطن خود با هر ایدئولوژی و مکتبی شایسته نام گرگهاست حال هم می توانند شامل مجاهدینی باشند که دست شان به خون جوانان ایرانی الود ه شد و یا انانی که دانشگاه را به خون کشیدند

در پایان یادی به ان روز که می اندازم  که چقدر توقع از خاتمی داشتم که حرکتی کند در جمع دانشجویان حاضر شود غائله را بخواباند اما ایشان از حق دانشجویان دفاع نکرد شاید هم دفاع کرد اما کافی نبود . اما انچه این اواخر در مورد فیلم مربوط به خاتمی در ایتالیا رخ داد باعث شدکه به یقین برسم توقه امثال من کاملا اشتباه بوده است ایشان از خودش نمی تواند دفاع کند ما چه توقعات بیجایی داشتیم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 15:31  توسط غلامحسین خدری  |