تبليغاتX
مردم ایران ما - عدم داشتن شناسنامه

مردم ایران ما

درباره مسايل مختلف

 

 

اوايل دهه هفتاد قومي در حاشيه يكي از شهرهاي فارس زندگي ميكرده است اين قوم به علت تفاوتهاي زباني و فرهنگي با فرهنگ حاكم بران شهر اغلب با مردمان ان شهر زندگي متفاوتي داشته است و البته به دلايل مختلف از پاره اي از خدمات اجتماعي هم محروم مانده بودند. البته افراد اين قوم داراي شغل ومناصب دولتي نبودند و اغلب طيف زحمتكش جامعه بوده اند اما انچه كه در اين بين بين انها بيشتر رايج بوده است  رانندگي انهم از نوع ماشينهاي سنگين باري بود . البته اينكه چرا چنين شغلي را انتخاب مي كردند يا به علت عدم استقبال از ان شغل در انجا يا به هر دليل ديگري اغلب مردان اين قوم به شغل رانندگي انهم ماشينهاي سنگين روي مي اوردند.

 در يكي از روزها  كه يكي از خيابانهاي شهر را به سبب  ورود مقامات مملكتي بسته بودند راننده  كاميوني  چون دليلي براي عبور نكردن از ان خيابان نمي بيند از كاميون پياده مي شود و راه را باز مي كند و وارد خيابان ميشود اما وقتي وارد خيابان مي شود مامور پليسي وي را تعقيب مي كند و وي را متوقف مي كند و از وي گواهينامه ميخواهد اما راننده كاميون كه از همان قوم حاشيه نشين بوده است با حالتي  ملتسمانه ميگويد قوم ما شناسنامه هم ندارند چه برسد به اينكه گواهينامه داشته باشند. ان مامور با شنيدن اين مطلب با حالتي  دلسوزانه وي را رها مي كند و براي وي توضيح ميدهد كه نمي تواند وارد اين خيابان شود  راننده هم راه رفته را برمي گردد

 

اين ماجرا را گفتم تا به ماجراي سيد محمد خاتمي برسم البته با تمام احترامي كه براي ايشان قائلم و از انجا كه ايشان به هر دليل مورد حمله بعضي افراد قرار گرفت  قصد  تخطئه ايشان را در اين شرايط ندارم اما از انجا كه خاتمي هنوز هم مدنظر است و البته  هنوز هم براي خيلي ها تقطه اميدي محسوب ميشود بد نيست به نكاتي اشاره كنم

محمد خاتمي در سفر اخيرش به ايتاليا با انجام دادن عملي كه كاملا بديهي محسوب مي شود مورد بازخواست عده اي قرار گرفت  از انجا كه بنا به نقل قولهاي  متعدد

 خاتمي در جاهايي ديگر هم در خارج از كشور بنا به ضروريات چنين كاري را انجام داده است اين سوال پيش مي ايد كه چرا در مقابل انجام چنين كاري از خود و افكار خود دفاع نمي كند؟

. در اينجا كاري به بد و يا خوب بودن اين كار ندارم هر چند  از ديد من اين مسئله انقدر جزئي هست كه نيازي به پرداختن بدان نيست اما انچه  از نظر من مهم تلقي ميشود نوع مواجهه خاتمي و تعدادي از اصلاح طلبان با اين مسئله است

محمد خاتمي ظاهرا در ايتاليا با چندين خانم مصافحه كرده است و البته با پخش اين فيلم به نوعي ان را تكذيب كرده است من در اينجا هيچ نوع تفاوتي بين تكذيب اين مسئله با انچه مسائل مربوط به ديدار احمدي نژاد با جوادي املي و انچه در مورد مداح مشهور منتشر شد نمي بينم و اين شباهت كاملا نمايان  است.

خاتمي در دنياي غرب در ديدار با مردم و انديشمندان سعي مي كند با نشان دادن چهره اي ارماني از اسلام و ايران اذهان بد ايجاد شده در ميان انان را تغيير دهد و ظاهرا در اين كار هم به جد ايمان دارد و عزمي راسخ كه بتواند موفق شود اما انچه براي خاتمي جاي سوال است تكذيبيه اي كه بوسيله ايشان صادر ميشود وهرچند بعد از ان با لحني ملايم تر لب به اعتراف مي گشايد. در حالي كه مي توانست به راحتي از عملكردش دفاع كند و يا حتي اگر به جد ايمان داشت كه فيلم مونتاژي است مي توانست پيگيري جدي بكند.

 

به اين كته كه اشاره كردم مشكل فقط همين موضوع مصافحه نيست. اصلاح طلبان و در راس انان محمد خاتمي شخصي كه علاوه بر دست داشتن در دنياي سياست در عالم دين و البته روشنفكري نيز نقشي ايفا مي كنند بهتر است قبل از وارد شدن در هر حوزه اي  تكليف خود را با ان حوزه مشخص نمايند. كاري كه متاسفانه در هشت سال اصلاحات نتوانستند به درستي انجام دهند. هر چند با در نظر گرفتن پاره اي ملاحظا ت مي توان ان را به پاي مصلحت گرايي سياسي تعبير كرد اما محمد خاتمي در خارج از حكومت هم همان شخص پيشين است. به نظر من خاتمي و اصلاح طلبان  قبل از وارد شدن به هر حوزه اي و حال كه به فصل انتخابات نيز نزديك مي شويم نسبت خود را حداقل با اصول اوليه مجهول ان حوزه معلوم كنند.

 خاتمي با تكذيبي مبهم و البته اصلاح طلبان با دفاعي بدتر سعي در از بين بردن اتهام داشتند. اما هر كاري هم انجام دهند باز تاثيري در پاك كردن سوال نخواهد داشت.خاتمي ها بايد نظر خود را در باره بسياري از مواضع مشخص كنند و بعد به انتظار داوري  مردم بنشينند انان بعد از 10سال كه از نزديك با مردم رابطه داشته اند نتوانسته اند به راحتي خود را به مردم  معرفي كنند و از سيستم به اصطلاح يكي به ميخ يكي به نعل استفاده كرده اند اما اين سياست تا كي ادامه خواهد داشت؟

لازم است اصلاح طلبان  و در راس انان خاتمي در مورد موارد مجهول همانند نوع احكام اسلامي در برخورد با اجتماع و همچنين مسائل شبهه برانگيزي چون عراق – فلسطين- حزب الله لبنان و مواردي چون بنزين- دانشگاه كارگران- زنان- اساتيد دانشگاه  شفاف نظر خود را بيان نمايند كاري كه متاسفانه  اصلاح طلبان نكرده اند و سوالات بسياري را باقي گذاشته اد. محمد خاتمي روزي از صداو سيما گله ميكرد كه سخنان او را بازتاب درستي نميدهد روز ديگر در بازديد از صدا وسيما به تعريف و تحسين صرف مي پردازد كاري كه در برخورد با نيروي انتظامي و بسياري محافل ديگر هم انجام داد. از خاتمي كه بگذريم اين بحث  در مورد بسياري اصلاح طلبان نيز صدق ميكند مانند مهدي كروبي كه در مقابل انواع خرافه گويي ها و  گزافه گويي ها سكوت مي كند اما هميشه در مقابل اشخاص بخصوصي چون جنتي قد علم مي كند  و در اينجا مشخص نمي شود كروبي با افكار اينان مشكل دارد يا با شخص انان. در مورد عده اي از اصلاح طلبان هم اين مطلب صدق ميكند گاهي انچنان رفتار مي كنند كه تفاوتي با محافظه كاران ندارند و گاهي  در صف اول ازاد انديشي مي ايستند. انچه در مورد اغلب اصلاح طلبان گفته ميشود و البته در مورد محمد خاتمي& دكتر سروش بهترين تعبير را بكار برد كه تذبذب عملي ايشان ناشي از تذبذب فكري ايشان دارد.

اما انچه امروز نياز به هويدا شدن است انچه خاتمي و اصلاح طلبان  در ايده تئوري قبول دارند و انچه كه در عمل انجام نداده اند اما در تئوري قبول دارند. و جاي تاسف اين است كه تكذيبيه خاتمي در مقابل چنين اعمالي نه تنها ارزشي براي او و اصلاح طلبان ندارد بلكه سبب مي شود  كه در موضع ضعف قرار بگيرد كه حتي مقام رهبري   با حالتي دلرحمانه به دفاع از وي بپردازد

به ياد داستان ان راننده كاميون مي افتم كه مي گويد او شناسنامه ندارد چه برسد به  ابنكه گواهينامه داشته باشد. به نظر من اناني كه در پي انند كه مردم را با خود همراه سازند و از مردم گواهي تاييدي بگيرند ابتدا بايد شناسنامه داشته باشند تا با استفاده از ان شناسنامه خود را به مردم معرفي كنند تا بتوانند گواهينامه بگيرند و جاي تاسف اينجاست كه انقدر در موضع ضعف قرار بگيرند كه مورد ترحم مخالف خود قرار بگيرد. به نظر من احزاب و گروههايي چون نهضت ازادي- جبهه ملي و حتي گروههاي مانند هيئت موتلفه و كارگزاران سازندگي را مي توان گروههاي شناسنامه دار معرفي كرد كه با شناخت اجمالي انان مي توان برداشت كرد كه چه مي خواهند بگويند و در صورت رسيدن به قدرت چگونه فكر مي كنند و متاسفانه اصلاح طلبان فاقد ان هستند و در ميان اشخاص نيز مي توان به افرادي چون اكبر گنجي-محسن كديور-غلامحسين كرباسچي-محسن سازگارا- فريبرز رئيس دانا—مصباح يزدي-حسين شريعتمداري اشاره كرد كه با انكه داراي افكار مختلف هستند اما خود را معرفي مي كنند كه چگونه فكر مي كنند و اميدوار بايد بود اصلاح طلبان و در راس انان محمد خاتمي شفاف تر در بيان افكار و عقايد و متعاقب ان برنامه هاي خود اظهار نظر كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 17:14  توسط غلامحسین خدری  |