تبليغاتX
مردم ایران ما

مردم ایران ما

درباره مسايل مختلف

در زمان تحصیل استادی داشتیم که به علت زندگی در المان با فرهنگ المانی خو گرفته بود و بیشتر نکاتی را که میخواست بیان کند با اشاره ای از المان بیان می نمود و البته جمله معروفی داشت که می گفت المانی ها از اینکه فردا زودتر بیاید چندان نگران نیستند بلکه خوشحال تر هم می شوند زیرا می دانند امکانات وتکنولوژی که فردا هست در امروز نمی باشد به همین خاطر از گذشتن از امروز به فردا استقبال می کنند تا هم از امکانات جدید بهره ببرند و هم بیشتر لذت ببرند .اما داستان ما ایرانیها:

سالی که گذشت به مانند سالهای اخیر اما به شکلی غلیظ تر  در نهاین سختی برای ما اتفاق افتاده است، اما سالی که مجبوریم امروز خود را دو دستی بچسبیم و از رسیدن فردا حول و هراس بیشتری داریم. سالی که گذشت رنگ ارامش بر در و دیوار خانه ها و بر افکار ما دزدیده شد

از یک خانواده کوچک که شروع کنیم و از درگیری های روزمره زندگی خود اغازی است بر عدم ارامش در سال ۸۵ از زنان خانه دار یک خانواده که بخوبی انچه را که عدم ارامش نام نهاده اند بخوبی لمس کرده اند. از انجایی که سبد خرید یک خانوار دارای حداقل هایی بود و این حداقل ها شامل تخم مرغ ، گوجه فرنگی ، سیب زمینی و امثالهم بود با نگاهی به انچه در سال ۸۵ بر قیمت انها گذشت این تلاطم بازار  به درون بسیاری از خانواده ها منتقل شد

از وضع کارگاهها و کارخانه های خصوصی که انچه در این یکسال گذشت و متعاقب ان فریادهایی که از کارگران در گوشه و کنار کشور شنیده می شد و نمونه های ان هم بسیار زیاد بودند خود نمونه ای دیگر بر چگونگی ارامش روانی در خانواده ها بود

 مسائل قومی که پرداختن به ان عذابی بیش نیست و انچه که امسال در شهرهای اذری زبان اتفاق افتاد و انچه که در خوزستان و سیستان و بلوچستان اتفاق افتاد و حداقل موجب سلب اسایش و امنیت از عده ای زیاد به مدت مدیدی شد نشاندهنده چگونگی ارامش بر افراد ان مجموعه بوده است

از مسائل سیاسی که بخواهیم به ان نگاهی بیاندازیم  به چشم اندازی مایوس کننده بیشتر نخواهیم رسید. از مسائل هسته ای و از نوع نگاه بیرون نسبت به ایران که اصلا چشم انداز روشنی نخواهد داشت و انچه سیاستمداران امروز ایران در سر دارند با نگاهی عمقی به مسائل اثری از ارامش را در خود نخواهد دید

در جامعه مطبوعات کشور نیز از انچه در روزنامه ایران اتفاق افتاد تا مسائل روزنامه شرق و ماهنامه نامه و حافظ و بسیاری نشریات محلی که به محاق توقیف رفت که بیگمان نتیجه ای جز سلب ارامش به دلایل متعدد برای عده ای در بر نداشته است

در بعد ورزشی حتی اگر خوشبینانه هم بخواهیم بنگریم جز سیاهی بر کالبد ورزش چیزی مشاهده نخواهیم کرد. از مسائلی که در جام جهانی فوتبال اتفاق افتاد و البته نوع نگاهی که جامعه بدان داشت و البته تاثیر عمیقی که بر بروحیه مردم گذاشت و حداقل مردم روزهایی را با مشکل اعصاب بدین خاطر گذران زندگی کردند تا اتفاقات بعد از ان که سبب تعلیق فوتبال ایران شد . ازمدیران سیاسی ورزش که در کشمکشهای ورزشی نقش زیادی داشتند و بخصوص انچه در باشگاههای پر طرفدار پرسپولیس و استقلال گذشت و نهایت اعمال ناشیانه ای که سب حذف استقلال از رقابتی اسیایی شد، نتیجه ای جز سر افکندگی و سرخوردگی برای عده ای زیادی از ایرانیان نداشت

در بعد فرهنگ و اجتماعی که بیشتر از همه چیز این احساس عدم ارامش هویداست. از ماجرای انچه که به یک بازیگر زن مربوط میشد گرفته که نشاندهنده چگونگی امنیت و اسایش در زمینه ای خاص و متعاقب  ان نشان از عمق امنیت روانی فرهنگی جامعه داشت .  اتفاقاتی که بر سر ادبیات و سینما و امثالهم افتاد و انچنان نمایان است که سبب سلب اسایش بسیاری ناشران کشور و بازیگران دیگر عرصه ادبیات شد . در عرصه سینما هم همین بس که جعفر پناهی و فیلمهایش در گوشه و کنار جهان حضور داشتند اما در ایران خبری از انان نبود همانطور که خبری از بزرگان دیگر چون محسن مخملباف،عباس کیارستمی و بسیاری دیگر نبود و انچه که در جشنواره امسال هم اتفاق افتاد هم نمونه کاملی از این مجموعه بود و همان که افرادی چون ابوافضل جلیلی حاضر نشدند در جشنواره حضور پیدا کنند و اتفاقات پایان جشنواره هم نمادی دیگر از دل پر اشوب جامعه دارد

و البته انچه در ماه پایان سال برای معلمان اتفاق افتاد و هنوز هم ادامه دارد ، چگونگی ارامش بر این قشر را نشان میدهد همچنانکه برای دیگر اقشار ایرانی نیز چیزی غیر از این نبوده است .  انچه بر جامعه زنان کشور اتفاق افتاده است  نیز قابل چشم پوشی نیست .در بسیاری دیگر از ابعاد زندگی ما ناخودگاه یک جنگ روانی را شاهد بوده ایم. انچه امسال در بحبوحه انتخابات اذرماه اتفاق افتاد و بسیاری مسائل که در دانشگاهها اتفاق افتاد ،دانشجویانی که با مهر عدم صلاحیت روبرو شدند و ستاره دار شدند، استادانی که بالاجبار بازنشسته شدند . البته وضع فعالان سیاسی ما نیز خود نشان از وضعیت روان جامعه میدهد تا انجا که عده ای بجای حل یا تشریع مسائل به جان هم می افتند تا این عدم ارامش را به دیگران نیز منتقل کنند و همچنین اخبار ناخوشایندی که از وضعیت زندانیان سیاسی به گوش می رسید و بدتر از ان مرگ ناگوار اکبر محمدی و فیض مهدوی بود

اگر تمام اینها را در یک طرف قضییه بنگریم بی گمان بسیاری از همین مسائل  مستقیم و یا غیر مستقیم به زندگی شخصی ما مربوط میشده است و جدا از ان اتفاقاتی که در زندگی شخصی هر کدام از ما روی داده است و سبب ناملایماتی شده است ، نشاندهنده انچه بر روح و روان اعضای جامعه ایرانی در این یکسال گذشته است

 با نگاهی به زندگی شخصی خودمان این تلاطم را به عینه مشاهده کرده و به مانند شوکی که قادر به درک ان نبوده و نیستیم در برابرمان قد علم کرده است. اما با تمام این تفاصیل باز به یاد ان استاد می افتم که المان ها از امدن فردا استقبال می کنند، اما با نگاهی به اطراف خود در می یایم که ایرانی ها حتی در شرایط تنگ امروز هم از امدن فردا استقبال نمی کنند که بسی جای تاسف است اما با نگاهی به دور انداز سال جدید نمی شود بر کسی خرده گرفت

اما انچه که بوده سالی با تمام حرف و حدیث ها به نقطه پایان می رسد اما باید ارزو کرد سال جدید ارامش به زندگی ها بر گردد و امیدوار باید که تک تک ما امید خود را از دست ندهیم و از ان مهمتر امیدوار باشیم تا در جهت ارتقا امور خود و همچنین باز گرداندن حداقل ارامش به زندگی خود و دیگران توجهی گسترده تر به تمام ابعاد زندگی بنماییم

در پایان با تمام نابسامانی ها ارزویی سالی خوب و همراه با اسایش و ارامش و امنیت برای همه را دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 14:36  توسط غلامحسین خدری  | 

سال ۸۵ با تمام اتفاقات ریز و درشت خود به خط پایان نزدیک می شود اما بدون در نظر گرفتن خوب و بد ان نگاهی گذرا به ان خواهم داشت و هر چند  از نگاه من شاید بدیها چیره بر خوبیها داشته است اما در حد امکان به ان خوب خواهم نگریست

از فروردین ۸۵ شروع میکنم هر چند فروردین ما در گذر از سوابق تاریخی ان به تعطیلات میگذرد اما ازادی اکبر گنجی در استانه سال نو اخبار سیاسی فروردین را هم معطوف به خود کرده بود. اما اعلام اخبار مختص احمدی نژاد از نوع انرژی هسته ای و متعاقب ان اعلام روزی به عنوان روز ملی هسته ای ، وقوع زمین لرزه در استان لرستان و تلفات جانی در شهرستات درود و بروجرد،سخنان عطارزاده در جلسه رسمی مجلس در توهین به وزیر امور خارجه امریکا و در گذشت پوپک گلدره بازیگر معروف و اعلام رسمی کمک ۵۰ میلیون دلاری ایران به دولت حماس از جانب منوچهر متکی دیگر اخبار مهم این ماه بودند

اردیبهشت را شاید بتوان ماه اخبار زنان نامید  از یک طرف اخبار مربوط به طرح مجلس در مورد برخورد با بدحجابی را نام برد و از طرف دیگر دستور انقلابی محمود احمدی نژاد در طرح ورود زنان به استادیوم های ورزشی را که فرجام ان به مانند دیگر دستورات رئیس جمهور سرنوشتی مشابه داشت،دستگیری رامین جهانبگلو محقق و استاد دانشگاه  ،نامه نگاری های محمود احمدی نژاد و کشتار جاده بم-کرمان  اتفاقات دیگر از این ماه سال بودند

خرداد ۸۵ بیشتر حول و حوش مسائل روزنامه ایران و متعاقب ان اعتراضات اذری زبانان و دستگیری مانا نیستانی و مهرداد قاسم فر و توقیف روزنامه ایران گذشت. هر چند ماجراهای دانشگاهها هم باز در صدر وقایع می گشت و دستگیری دانشجویانی چون یاشار قاجار و عابد توانچه نیز در این ماه روی داد. در گذشت محمود اعتماد زاده معروف به به اذین، خروج اکبر گنجی از کشور و گرفتن جوایز معتبر جهانی که از کاخ کرملین شروع شد،برگزاری جام جهانی فوتبال و اتفاقات حاشیه ای در ایران و سرکوب تجمع زنان در میدان هفت تیر و دستگیری و زندانی کردن اکبر موسوی خوئینی نماینده سابق مجلس و البته علنی شدن بی حرمتی به هاشمی رفسنجانی مرد همیشه حاضر در صحنه سیاست ایران از تلویزیون رسمی کشور را هم می توان اتفاقات مهم دیگری به شمار اورد

تیر۸۵ بیشتر حول و حوش مسائل جام جهانی گذشت و مسائل محمد دادکان و علی ابادی و البته علی دایی نیز ورد زبانها شده بود و قهرمانی ایتالیا و ماجرای زیدان و البته واکنش مشهور بروجردی از طرف کمیسیون سیاست خارجی مجلس و همچنین ماجرای فراخوان اعتصاب غذای اکبر گنجی و مسائل پیرامون ان و شرو ع زد و خورد حزب الله لبنان و اسرائیل که برای ما  ظاهرا یک مسئله داخلی تلقی میشود شکل دهنده بعضی از اخبار تیر ماه ۸۵ بودند

مرداد ۸۵ هر چند  با اخبار لبنان می گذشت اما خبر دردناک در گذشت اکبر محمدی در زندان اوین تیرگی خاص خود را داشت. انتخاب محسن میردامادی به عنوان دبیر کل جبهه مشارکت که نوعی عقب نشینی یاد میشد و عدم اجازه سخنرانی به دکتر سروش در سمینار دین و مدرنیته در حسینیه ارشاد  از اخبار این ماه بودند

شهریور۸۵ رامین جهانبگلو ازاد شد و اعترافات وی  به شیوه ای جدید در ایسنا به نمایش داده شد.  سقوط هواپیمای توپولوف و کشته شدن ۲۹ نفر و توقیف روزنامه شرق و ماهنامنه نامه و حافظ هم در این ماه سال اتفاق افتاد و البته انوشه انصاری هم سفر خود را در این ماه انجام داد

مهرماه با اخبار پیرامون کاظمینی بروجردی دنبال میشد. استعفای سردار طلایی از نیروی انتظامی تهران  که البته شایعات مختص خود را بهمراه داشت و سخنرانی  دیگری از محمود احمدی نژاد در عدم کنترل جمعیت و البته جمع اوری دیش ها از منازل هم کماکان پیگیری میشد

ابان ماه با اقدام انقلابی دیگری از طرف محمود احمدی نژاد همراه شد و به مناسبت عید فطر چند روزی همه جا تعطیل شد ، انتخابات مجلس نمایندگان و سنای امریکا هم برگزار شد که نمی تواند برای ما مهم نباشد و البته خبردرگیری پلیس امریکا با دانشجوی ایرانی هم از اتفاقات این ماه بود

اذر ماه ماه نسبتا شلوغی بود. فیفا فدراسیون فوتبال ایران را به دلیل دخالت سیاسیون محروم کرد هر چند بدنبال اتفاقات دیگر تیم فوتبال امید ایران چند روز بعد در کنار دیگر رشته ها در بازیهای اسیایی شرکت کرد. هواپیمایی متعلق به سپاه پاسداران هم در این ماه سقوط کرد و محمود احمدی نژاد هم در ادامه نامه نگاریهای خود نامه ای به مردم امریکا نوشت و همچنین سمینار هولوکاست هم در تهران برگزار شد. اما برخورد دانشجویان دانشگاه امیرکبیر با محمود احمدی نژاد از حوادث دیگر رخ داده در پیرامون وی بود . دولت حماس از کمک ۲۵۰ میلیون دلاری ایران یاد کرد و البته بحث انتخابات شورای شهر و روستا و خبرگان رهبری هم بود که در خبرگان پیروزی هاشمی رفسنجانی به عنوان نفر اول و در شوراها افراد میانه رویی که در قالب اصلاح طلبان وارد صحنه انتخابات شده بودند با موفقیت نسبی روبرو شدند هر چند حوادث رخ داده پیرامون انتخابات در تهران باز نومیدی را ترویج میکرد. در گذشت ناصر عبداللهی خواننده هرمزگانی نیز از اتفاقات این ماه سال بود و البته خبر اجرای حکم  زندان محمد دادفر نماینده سابق بوشهر که ظاهرا به خیر گذشت

دی ماه با خبر تحریم ایران از طرف شورای امنیت اغاز گشت.در گذشت کریمی راد سخنگوی قوه قضاییه هم از حوادث این ماه بود تا شخص دیگری وظیفه تکذیب اخبار قوه قضائیه پیرامون زندانیان سیاسی را بر عهده بگیرد.اما اعدام صدام حسین دیکتاتور سابق عراق در صدر اخبار جهان قرار گرفت و در ایران هم همچنین و البته درسی برای هیچکس نشد.در ایران و رسانه های جهان شایعاتی مبنی بر مرگ رهبر ایران بود اما هم از طرف مقامات ایران تکذیب شد هم رهبر در انظار عمومی ظاهر شد

بهمن ماه ۸۵ با بحث های پیرامون تحریم و انرژی هسته ای دنبال میشد اما سخنان عجیبی دیگر از احمدی نژاد در هنگام تحویل لایحه بودجه در مورد گوجه فرنگی نیز نقل محافل خبری شد. بحث دستگیر شدگان سیاسی ایران در عراق،انفجار تروریستی در زاهدان و دیدار محمد خاتمی با جان کری در بهمن ماه اتفاق افتاد

اسفند ماه اتفاقات زیادی روی داد از ماجرای شهرام جزایری که به فرار ایشان ختم شده و وقایع روی داده در قوه قضائیه پس از ان تا ماجراهای اتفاق افتاده  پیرامون فعالان جنبش زنان که در جلوی دادگاه انقلاب روی داد و به دستگیری ۳۳ نفر از انان انجامید و در حالی که شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده همچنان در بند هستند و تجمع ۸ مارس انان هم که شکل دیگری بخود گرفت .ماجرای اعتراض مهلمان در بهارستان هم  شکل دیگری از مشکلات جامعه را عیان ساخت. بحث بر سر بنزین هم همچنان پابرجاست و احمد باطبی هم که همچنان در زندان است ، سمیه بینات همسر باطبی نیز بعد از چند روز بازداشت ازاد شد و ماجرای جالب اینکه محمود احمدی نژاد باز هم خبر ساز شد و میخواهد به سازمان ملل برود تا در نقشی دیگر ملت را به بازی بگیرد کاش همه ما نقش خودمان را بازی کنیم

 و در پایان سال ۸۵ به روزهای اخر میرسد بسیاری از خوبان ما در زندان به جرم بدی مانده اند تعدادی دیگر هم در این سال به انان اضافه شده اند افراد بسیاری با بدی های خود جامعه را از روح زندگی گرفته اند و بسیاری از ما زندگی مان کمتر از زندان نیست اما همچنان باید امیوار بود شاید سالی هم امد که تمام مردم سال نو را جشن بگیرند و اتفاقات سال جدیدش بوی امیدواری بدهد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 16:46  توسط غلامحسین خدری