بعد از انتخابات مجلس ششم دیگر در انتخاباتی شرکت نکردم و اصلا امیدی به اصلاحات اصلاح طلبان نداشتم تا اینکه پارسال در انتخابات ریاست جمهوری مرحله اول با تمام بدبینی ها به اصلاح طلبان، خود را راضی کردم و شرکت کرده و به معین رای دادم هر چند مرحله دوم نتوانستم به رای دادن قانع شوم .
این مقدمه ای بود تا به انتخابات اخیر شوراها بپردازم در حالی به روزهای پایانی تا انتخابات شوراها نزدیک می شویم که هیچ رغبتی برای شرکت در انتخابات ندارم و این برای شخصی که فکر می کند بهترین راه اصلاح انتخابات است شاید خود نقطه دردی باشد اما نکاتی در این باره هست که بد ندیدم بیان کنم
لیست ائتلاف اصلاح طلبان در تهران را دیده ایم و همچنان در بسیاری از شهرستان ها اما انچه که برای من مهم است هیچکدام از این اسامی یا لیست ها تحریک کننده برای شرکت در انتخابات نیست .البته در لیست ائتلاف در تهران هادی ساعی را مستثنی میکنم تا بعد به ان بپردازم
در شهرستان ها افرادی که حاضرند برای اصلاحات هزینه بدهند در این لیست ها حضور ندارند در چنین انتخاباتی با چنین مقامات مسئولی، بسیاری از افرادی که خود را متعهد به مردم می دانند و حتی حاضرند از خود هزینه گذاشته و برای پیشبرد اهداف، از چيزي دريغ نميكردند ،میدانستند که اگر قصد شرکت کنند با تابلویی به نام رد صلاحیت روبرو میشدند به همین دلیل زحمت به خود ندادند و ثبت نام نکردند و عده ای دیگر هم از این دسته که ثبت نام کردند مزه رد صلاحیت را چشیدند به همین دلیل در اکثر شهرستان ها چهره های رده اول حضور ندارند و به رده های بعد چشمها دوخته میشود
در این رده هم افراد به دو گروه تقسیم بندی میشوند گروهی که سالها در پستها و عناوین مختلف بودند پرچم طرفداری از اصلاحات را هم در کنار خود برافراشته اند اما سالهاست نخود هیچ اشی نبوده اند و به بیان دیگر نه روی حمایت انها حساب میشده و نه روی مخالفت انها.البته نمیتوان تجربه مدیریت چنین افرادی را نادیده گرفت .چنین افرادی که با وجود دعواهای زیاد سیاسی و حق کشی های فراوان در اغلب زمینه های پیش رو اما گزندی به اینان نرسید و مهمتر انکه اینان نیز گزندی به کسی نرساندند پس چنین افرادی را می توان افرادی دانست که به دوست و دشمن ضرر نخواهند رساند و کار خود را میکنند و البته دستی هم در مدیریت و دانش و تجربه دارند و انچه که متمایز است در جوامعی پیشرفته و فارغ از دعواهی گروهی و سیاسي و ارام سبک چنین افرادی بیشتر میتوانند منشا اثر باشند تا جامعه ایران.زیرا انطور که تجربه ثابت کرده در مقابل کارشکنی ها و سدکردن ها ،چنین افرادی به زحمت به خود اجازه میدهند از خود هزینه کرده و سد ایجاد کنند و خود را به خطر اندازند ،حال انکه اگر دیگرانی باشند که خود را سپر بلا کنند چنین افرادی به عنوان افراد پشت خط دوم می توانند کار خود را با حوصله پیش ببرند
اما گروه دوم جوانانی هستند که هر چند در رده های بالایی مقامات و گروهها نااشنا محسوب مي شوند اما اگر میدان به انان برسد حاضرند نقش خود را به خوبی ایفا کنند چنین افرادی هم به سبب ناشناخته بودن هم از دید مردم دور می مانند و هم از دید گروهها که نقشی را برای انان قائل نمی شوند همچنانکه تعدادی از انها به دید مقامات مسئول هم نمی ایند تا خط قرمز رد صلاحیت را فعلا با خود یدک نکشند. چنین افرادی در صورت انتخاب شدن در مواقع ضروری حاضر هستند از منافع خود گذشته و برای یاری رساندن به اهداف جمع و مردمی که وی را منتخب خود قرار داده اند حاضر به دادن هزينه هم هستند
اما در تهران و همچنین شهرستان ها بواسطه اینکه انتخاب کنندگان لیست ها و فهرست ها خود رابطه نزدیکی با گروه اول داشته اند اغلب گروه دوم را ندیده اند و گروه اول را اگرچه شاید افرادی از این لیست در پستها و حوزه های دیگر میتوانستند شایسته ترین باشند اما در اینجا نخواهند توانست نقش خود را بخوبی ایفاکنند
در تهران نیز وضع بدینگونه است شورای شهر تهران بواسطه اتفاقات چند سال اخیر بسیار حاوی اهمیت است و دوره چهار سال اخیر این شورا شاید از جهاتی در تاریخ بماند اما این سوال مطرح میشود شورایی که اکثر مسائل ان پشت درهای بسته انجام شده است شورایی که اتفاقات مشهور و تاثیر گذار از انجا نشات گرفته است و شورایی که بالاخره روزی مشخص خواهد شد که میزان تخلفات انان در شورا و شهرداری تا چه میزان بوده است و همچنین مشخص خواهدشد نقش این شورا در شناساندن و پلکان ترقی شدن محمود احمدی نژاد.
حال چنین شورایی به یقین مشخص است که چقدر برای محافظه کاران حائز اهمیت بوده و خواهد بود حال اگر چنین شورایی از دست محافظه کاران گرفته و به اصلاح طلبان برسد چقدر مشخص است که افراد اصلاح طلب حاضر در ائتلاف حاضرند به قیمت افشای ماجراهای رخ داده در شورا وشهرداری مقام و منزلت خود را از دست بدهند؟
شاید چنین نظریه ای داده شوند چون افراد حاضر اغلب دارای سابقه مدیریتی هستند خود را از بازیهای سیاسی کنار بکشند و کار خود را بکنند و از سیاست دوری کنند اما ایا سیاست هم از انان دوری می کند شورای شهر تهران با انواع مسائل واقع شده در ان نقطه استراتژیکی برای انان محسوب میشود و انچنانکه انان نخواهند گذاشت سیطره و رابطه دولت با ان کاسته شود براستی محمود احمدی نژاد به این راحتی با شورای اصلاح طلب کنار خواهد تا مدیران با تجربه ائتلاف، کار خود را بکنند .و در باره رابطه با شهردار نیز همینقدر بس که محمود احمدی نژاد،قالیباف دیگر چهره های محافظه کار اما اندکی مدرن تر از خود را نیز بر نمی تابد حال با اصلاح طلبان چه میکند اندکی تامل لازم است اما از اعضای ائتلاف فعلی چه کاری بر می اید
یکی از این افراد محمدعلی نجفی است که با سابقه روشن و متمایز دارای وجه تمایزی با دیگران است اما انچه که مشخص است محمد علی نجفی وزن خود را بالاتر از شورا میبیند و چه بسا ایشان برای مقامی بالاتر سزاوارتر است که خود را درگیر کند اما انچه که مشخص است نجفی در مقابل سیاسی کاری های شورا خود را در گیر بازی نخواهد کرد تا از چشم مقامات مسئول نیفتد. شخصی که معروف و مشخص است سالها در انواع دعواها و مسائل با چراغ خاموش بوده است در شورا چراغ خود را روشن نخواهد كرد
دیگر مدیران ائتلاف هر چند مدیرانی اصلاح طلب باشند مانند ابتکار ،خامسی اما نمی توان به انان رفتار و شخصیت اصلاح طلبانه نسبت داد. همچنانکه اگر بخواهیم به سابقه کاری افراد اشاره کرد بسیاری هستند که دارای مدیریتی اصلاح طلبانه اما رفتاری محافظه کارانه باشند بیگمان اگر منظور چنین افرادی باشند افرادی نظیر رسول خادم، شیبانی و حتی مرتضی طلایی نیز در این لیست قرار میگیرندچه بسا که رسول خادم در این چند سال اعمالی به نهایت اصلاح طلبانه داشت اما ان روح و رفتار محافظه کارانه را همیشه همراه خود داشته است اما ان کسی که با دیگران تمایز دارد کسی نیست جز هادی ساعی که رفتارش بالعکس دیگران را ثابت میکند
قبل از این از رسول خادم نام برده ام همچنانکه همه میدانیم خادم از طرفداران جناح محافظه کار در انتخابات خرداد ۷۶ بود هر چند در طول مدت شورا رفتاری اصلاح طلبانه داشت و البته در پست قبلي هم درباره رابطه ورزشكاران سياستمدار و سياستمداران عرصه ورزش نوشته ام اما توضيحي بر عملكرد هادي ساعي بد نيست
مقامات مسئول جمهوري اسلامي سالياني است كه دارند از قهرمان ورزش استفاده ميكنند و همچنانكه بسياري از اينان ابزاري در دست حاكمان شده اند كه البته نمونه هايي فراوان موجود هست و صدالبته اين ابزار دست شدن زمينه ساز موفقيت و موقعيت هايي براي انان شده است و البته عده اي ديگر هم بوده اند كه با انكه در نهان و از درون دلخوشي از مقامات نداشته اند اما در ظاهر چيزي را عيان نكردند تا از چشم ها نيفتند اما عده اي معدوي بوده اند كه خلاف جريان اب شنا كرده اند و خود را ابستن حوادث ديگري كرده اند
هادي ساعي از افرادي است كه مد نظر حاميان احمدي نژاد براي ليست شوراها بود و خارج از اينكه ايشان راي مي اورد و يا نمي اورد، نفس وارد شدن در چنين ليستي مي توانست پوئن هاي مثبتي براي وي به بار اورد و اگر حتي چنين فرض كنيم كه قصد هادي ساعي براي شركت در انتخاب شوراها رسيدن به جاه و مقام بود ساعي راه حل راحت تري براي رسيدن به چنين هدفي داشت
اما هادي ساعي چنين راه اساني را انتخاب نكرد تا سدهاي بسياري را پيش روي خود ببيند همچنانكه در اغاز راه، رفتاري كه اخيرا با ساعي شده است خود اغاز گر چنين نقشه راهي است. براستي عدم توجهات به ورزشكاري با چنين سابقه افتخاري و چنين كارنامه اي از طرف مسئولان نشاندهنده اين نيست كه خاري در چشم انان شده است و البته عدم توجه مقامات مسئول ورزش به ساعي و تكواندو كه به نوعي سبب قهر اين افراد با ورزش مدال اور و پر افتخار كشور شده است هزينه هايي است كه در اغاز راه متوجه ساعي شده است خود نشان از از راه پر خطري است كه ساعي انتخاب كرده است و انتخاب چنين راه پر خطري و اماده هزينه دادن در برابر مسائل و مشكلات ساعي را داراي مقامي برجسته مي نمايدو رفتار و منش اصلاح طلبي را ياد اوري مي كند.و البته هر چند كه ساعي داراي سابقه مديريتي نيست اما رسول خادم هم نبود اما رسول خادم خواست و تلاش كرد تا سابقه اي موفق از خود جاي گذارد هر چند منش محافظه كارش راهمچنان با خود همراه مي برد و البته هادي ساعي منش اصلاح طلبي خود را در ابتداي راه نشان داده است اميد است كه موفق شود