تبليغاتX
مردم ایران ما

مردم ایران ما

درباره مسايل مختلف

نوشتن با هر انگیزه ای شروع می شود و با بی انگیزگی یا انگیزه ای دیگر پایان می یابد و تاسف انکه مشتاق نوشتن باشی و حوصله ای در کار نباشد از تمام عزیزانی که به این وبلاگ سر زدند و تمام انهایی که با نظرات خویش مرا دلگرمی دادند تشکر می کنم و از دوستانی که به این وبلاگ لینک دادند نیز تشکر میکنم و از سایتها و وبلاگهایی چون گویا نیوز، خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، اتحادیه وبلاگ نویسان، بلاگ نیوز،پیک نت و چند تایی دیگر که به بعضی مطالب من در سایت خود لینک دادند کمال تشکر را دارم امیدوارم فرصتی دیگر پیش بیاید تا دوباره فرصت و حوصله نوشتن را پیدا کرده و حداقل بتوانم نوشته ای قابل تحمل ارائه دهم و صد البته امیدوارم این فرصت هر چه زودتر فراهم اید .
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 13:45  توسط غلامحسین خدری 

صادق زیبا کلام را سالهاست میشناسیم و در بسیاری اوقات عملکردی شفاف و موضعی روشن داشته است و هر عنوانی به وی اطلاق شود از مخالف نظام تا موافق نظام از محافظه کار تا سکولار شاید بیجا نباشد و شاید در تمامی این حلقه ها جا بگیرد .البته شاید از معدود افرادی است که جز رد صلاحیت شدگان مجلس باشد و توسط صدا و سیما طرد نمی شود بهر حال صادق زیبا کلام جز طیفی که به خود لقب میانه رو را اطلاق کرده اند اما  ان چیزی که در این نوشته جای بحث دارد عدم شفاف سازی اقای زیبا کلام است ایشان مشخص نکرده که مشکل از حکومت است که قهرمان را در جامعه باب کرده است یا مشکل قهرمانان است که توسط حکومت معرفی شده اند . در اینجا قصد پرداختن به مواضع حکومت را ندارم همچنانکه قصد دفاع از قهرمانان داستان زیبا کلام را هم ندارم بلکه نمیدانم زیبا کلام چه میخواهد!

 ایشان به عملکرد نظام اسلامی پرداخته است شاید در ابتدا چنین نظر اید که زیباکلام قصد داشته با نقد عملکرد نظام در قبال چهره های مخالف سیاسی به روند رفتار حکومت اعتراض کند.البته اگر چنین دلیلی را هم در خود داشته باشد اما روند بحث سویی دیگر را نشانه میگیرد و در جایی دیگر به بحث جوایز بین الملی و حقوق بشر میرسد و در این مقال انها را نیز مورد سوال قرار میدهد و جالب اینکه با مقایسه ای سطحی به روند حقوق بشر در ایران با کشورهایی نظیر عربستان و اردن و جاهای دیگر می پردازد و در حدیثی دیگر به بحث اسراییل و فلسطین می پردازد شکی نیست که در اینجا مغلطه ای از سخنان مدافعان حکومت و مخالفان ان را بیان میکند درگذر از اینکه صادق زیبا کلام کدام مرزبندی خاص را دارد

اما در باره برخورد حکومت با مخالفان خود به نظر می اید در مقابل سخنان زیبا کلام ناچاریم از برهان خلف استفاده نماییم به نظر می اید ،زیبا کلام دلیلی بر واقعیات جمهوری اسلامی نمی بیند هر چند منظور این نوشته تایید عملکرد جمهوری اسلامی نیست اما بیگمان مشخصات هر حکومت و کشوری بواسطه عملکرد ان شناخته شده است و در قبال انچه بر مخالفان سیاسی رفته است نوع برخورد نشاندهنده نوع سیاست ورزی حکومت است و اینکه افرادی چون اکبر گنجی ،طبرزدی ،عباس معروفی و دیگران چگونه در دایره عملکرد حکومت واقع شده اند، خوب در این شکی نیست که هر شخص و یا گروهی  که در جهت خلاف منافع حکومت اقدام کند مورد شماتت انان واقع میشود و اگر منظور عدم برخورد حکومت با چنین افراد سیاسی است که دیگر چنین سیاست ورزی به نام حکومت نوشته نمی شد و اینکه زیبا کلام مشخص نکرده با سیاست کلی حکومت مشکل دارد یا با سیاست ورزی انان در برخورد با مخالفان.پس نتیجه می توان گرفت اگر برخوردهای اینگونه نظام  با مخالفان نبود دیگر چنین افرادی بدین شکل معروف نمی شدند و اصلا چنین افرادی مخالفت جدی هم نمی کردند  و دیگر قهرمانان خیالی اقای زیبا کلام شکل نمی گیرد که انها را مورد لحن قرار دهد

 اما اگر با نوع سیاست ورزی اقایان مشکل دارد و ترسش مشهور شدن افراد زیادی در سراسر جهان است می تواند  پیشنهاداتی دوستانه با حکومت در میان نهد تا راحت تر بتواند مخالفان خود را کنار زند بیگمان هر حکومت یا دولتی به مانند ایران و دیگر کشورهایی که زیباکلام انها را نام برده است هر کدام به شیوه ای با مخالفان خود برخورد میکنند و ایران هم چنین برخوردی را انتخاب کرده است و ظاهرا اینچنین بر می اید که زیبا کلام با برخورد با چنین افرادی مشکلی ندارد مشکل فقط کیفیت برخورد با انان است که بیدرنگ اگر جامعه فعال و ازادیخواه همیشه در میدان حاضر بودند چنین عرصه ای برای حکومت پیش نمی امد

زیبا کلام بدرستی اشاره میکند که هر کدام از این مخالفان سیاسی در هر کشور دیگری بودند به چنین معروفیتی نمی رسیدند هر چند در این گفته شکی نیست و مبرهن است که در شکل گرفتن شخصیت اجتماعی و سیاسی هر فردی مولفه های چند دخیل هستند که بیگمان مکان و زمان تاثیر بسزایی دارد اما ایشان اینجا نیز مشخص نکرده است که مشکلش برخورد جمهوری اسلامی با این افراد است یا اینکه معروفیت این افراد است و یا شکل سوم که امیدوارم چنین باشد نوع برخورد مردم با پدیده قهرمان سازی که مخالفان سیاسی و محکومت هر دو در ان سهیم هستند می باشد

زیبا کلام در جایی دیگر با کوچک شمردن مخالفان سیاسی انان را افرادی ناچیز می شمرد که هیچ کارنامه موفقیت امیز و یااندیشه ای مترقی ندارند و خود چنین شک می کند که چرا اینان به دام حکومت فتاده اند از زهرا کاظمی نام می برد که چرا مستوجب چنین رفتاری از سوی حکومت شده است؟ اگر منظور نوع برخورد با زهرا کاظمی است و حکومت را متوجه خود می کند که این خود حرفی دیگر است اما اگر منظور زهرا کاظمی است که چرا وارد چنین دایره ای شده است که بیگمان باید از زیباکلام پرسید که حکومتی که با خبرنگاری چنین رفتاری میکند نباید در زمینه حقوق بشر چشم نما باشد و اگر منظور مردم است فکر نکنم هیچوقت مردم به زهرا کاظمی به عنوان یک قهرمان نگریستند و یا اینکه بعد از مرگ زهرا کاظمی که مردم وی را شناختند احساس کردند ،ایشان قهرمانی بوده است که شناخته شده نبوده و از دست رفته است ،بلکه مردم در اینجا بر خلاف زیبا کلام، زهرا کاظمی را به عنوان خبرنگاری که ظلمی ناروا بر وی روا داشته شد شناخته شد و به همین جهت در اذهان ماند .

 زیبا کلام در مورد زهرا کاظمی و افرادی دیگر که در روز ۱۸ تیر به جلوی زندان اوین رفته اند ، این را ناشی از ناوارد بودن وی و ابتدایی فکر کردن وی دانسته است .اما انچیزی که جای بحث است این است که  زیبا کلام،  یکجایی توصیف می کند ان چیزی که در خارج در مقابل پرونده حقوق بشر ایران نگاشته شده است فراتر از ان چیزی است که واقعیت دارد پس چطور زهرا کاظمی به عنوان یک خبرنگار خارجی این را ندانسته و انجام نداده است و به جلوی زندان اوین میرود و البته شاید هم می دانسته و بر خلاف افرادی چون صادق زیبا کلام جسارت به خرج داده است.

اما در مورد شیرین عبادی، من نمیدانم صادق زیبا کلام بر چه اساسی شیرین عبادی را در زمره قهرمان هایی اورده که جمهوری اسلامی ساخته تا جایزه بگیرند ، صادق زیبا کلام پرونده شیرین عبادی را رو میکند هر چند ناعادلانه به قضاوت می نشیند ،زیرا عبادی بی نصیب از پاسگاه و دادگاه و زندان نبوده است اما هر چه بوده است برخورد تند جمهوری اسلامی با وی سبب نشده است که ایشان جایزه نوبل بگیرد زیرا در زمره کارهایی که زیبا کلام میشمرد که حکومت با مخالفان خود میکند چندان با عبادی انجام نداده است

زیبا کلام در این جا عنوان می کند که غرض از دادن جایزه به شیرین عبادی امیدواری انان به پررنگ شدن نقش شیرین عبادی در بهبود حقوق بشر در ایران است اما در جایی دیگر هم به ناعادلانه بودن انتخاب افراد برای جایزه ها اشاره می کند و هم اینکه سازمان های حقوق بشری را محکوم می کند که در انتخاب افراد اشتباه می کنند و همچنین ایشان ضمن انتقاد به شیرین عبادی وی را به سبب انتقاد از حکومت ایران مورد شماتت قرار میدهد و اینچنین می پندارد که عبادی بواسطه انتقاد از حکومت از انان فاصله گرفته است و نمی تواند نقش راهبردی با حکومت به خاطر مردم پیاده کند ؟ اما جای سوال اینجاست ایا افرادی که در عین انتقاد داشتن به حکومت ، ارتباط خود را حفظ کردند که مثال روشن انان محمد خاتمی است ایا می تواند نقشی را ایفا کنند مگر نه همین اواخر محمد خاتمی در جواب خبرنگاری چنین پاسخ میدهد کاری از وی بر نمی اید و یا در دیگر موضعهای در عین مخالفت با حالتی نرم بدان می پردازد ایا  می تواند در چنین شرایطی نقش حقوق بشری ایفا کند انهم شخصی که رئیس جمهور سابق بوده، حال شیرین عبادی که جای خود دارد

صادق زیبا کلام در مورد اکبر گنجی لحن خود را تندتر نیز میکند اما زیبا کلام در اینجا یادش میرود که چرا اکبر گنجی به زندان اوین رفت و چرا اکبر گنجی معروف شد و ناگهان یادش میرود که اکبر گنجی ارزش زندان رفتن را داشت یا نه و بهر دلیل به موضع گیریهای امروز اکبر گنجی می پردازد و زیبا کلام شخصی که اینجا منتقد قهرمان سازی است، خود انتظار کارهای یک قهرمان از اکبر گنجی است و کارهایی را که مردم از یک قهرمان انتظارر دارند از گنجی طلب می کند، بیگمان منظورم این نیست که از گفته ها و بر نامه های اکبر گنجی دفاع می کنم  بلکه منظور ان است که اکبر گنجی چکار می توانست بعد از زندان انجام بدهد که انجام نداد. اما زیبا کلام مغلطه مخالف و موافق خود را اینجا هم بکار میبرد و در نقش یک مخالف گنجی را برای سابقه سابقش مورد سوال میگیرد  و از نوع سوالاتی که توسط افرادی که کنفرانس برلین را به هم زدند می پرسد. حال منظور از این گفته تایید گذشته گنجی نیست و اصلا قصد دفاع از گنجی را ندارم اما نمیدانم زیبا کلام چه میخواهد اما زیبا کلام که از کارهای گنجی همه از ناکارامدی سخن می گوید کاش حداقل حرف کارامدی میزد تا بتوان بر گنجی ها خرده گرفت که شماها هزینه دادید اما هزینه شما فایده ای نداشت بیایید فلان راه را انتخاب کنید که نیازی به هزینه هم نیست تازه مثمر ثمر هم هست .

اما لحن زیبا کلام تندتر هم می شود و استدلال خاص خود را می کند و اینچنین می پندارد که   کاری را که شخص اول دبستان میداند، اکبر گنجی نمیداند. نمیدانم چه گویم اما فکر کنم همه انهایی که با اکبر گنجی همراهی کردند حال اگر افرادی کمی هم بودند و به سابقه انها کاری ندارم چنین فرض نکردند که میخواهند با این کار انقلاب کنند و دیگر اینکه هیچکس هم ،حتی خود گنجی انتظار معجزه نداشت و نکته دیگر اینکه همه میدانند منصور اسانلو، موسوی خوئینی و رامین جهانبگلو با هم کاملا متفاوتند و گنجی هم هیچوقت نخواست انها را یکی جا بزند اتفاقا گنجی با اینکه با چنین کاری  از او مخالف هم هستم اعلام کرد سه نفر انتخاب کرده که نماد همه باشد و در این شکی نیست که نمی باید انان شبیه و همفکر هم باشند، بلکه باید متفاوت می بودن که نماد گروههای مختلف می شدند . زیباکلام همچنین به انجا که  گنجی در حین گرفتن جایزه به جای من از ما استفاده می کند نیز ایراد میگیرد بدون شک اگر با تمام ایده های گنجی هم مخالف باشیم نمی توانیم این را نادیده بگیریم که گنجی حداقل چنین لفظی را همانطور که خود گفته است نه به عنوان رهبر یک حرکت بلکه برای احترام به همه زندانیان سیاسی و تمام اینانی که برای ازادی هزینه داده اند بکار برده است و در اخر زیبا کلام بابت انچه که گنجی را مشهور کرده است ،حکومت را سرزنش می کند و می گوید انان روزی باید به مردم جواب دهند که چرا چنین کرده اند کاش اینجا که از مردم نام می برد حداقل بیان می کرد برای انجام برنامه هایی که دوست و دشمن انجام داده اند و به مردم ظلم شده است باید جواب بدهند

زیبا کلام، جهانبگلو را هم بی نصیب نمی گذارد و او را شایسته ای سزاوار قلمداد نمی کند. اما اگر منظور ایشان این است که حکومت به ایشان ظلم کرده است که نیازی نبود که ایشان را کم ارزش جلوه دهد بلکه شخصی که بواسطه افکار و ایده های شخصی زندگی را در ایران را بر ماندن در کانادا ترجیح میدهد و شخصی که اگر کاری هم نکرده است حداقل سعی میکرد افراد را به هم نزدیک کند نه اینکه با بیان حرفها و گفته ها سمبل نفاق و جدایی شود.  کاش،زیبا کلام در چنین شرایطی و با توجه به موقعیتی که جهانبگلو دست به گریبان است از ارزش همکار خود نمی کاست و زیبا کلام که خود حدیث دستگیری و بازداشت را میداند لازم بود که در چنین شرایطی احترام و موقعیت جهانبگلو را درک کند که اگر نمی تواند مرحم دردی باشد حداقل سوهان روحی نباشد و همچنانکه بسیاری از مردم ، جهانبگلو را نادیده و ناشناخته نه به عنوان یک قهرمان و یا منجی حقوق بشر بلکه به عنوان شخصی که دربند حکومت است تازه وکیل او و خانواده وی هم از وی اطلاعی ندارند، با وی احساس همدردی می کنند و تازه وقتی احساس می شود اگر جهانبگلو جرمی مرتکب شده ،چرا در دادگاه صالحه و با حضور وکیل محاکمه نمی شود تا افکار عمومی درباره وی قضاوت کند .اما در شرایطی که همه چیز پوشیده و مستور می ماند و شیوه های کهن  دوباره رو میشود وظیفه هر شخصی است که احساس وظیفه کند و جهانبگلو را به یاد اورد تا حداقل در این اب گل الود صید نشود و گرنه فکر نکنم کسی به عنوان یک منجی به وی نگاه کرده باشد 

در پایان قصد بی احترامی به  ایده های صادق زیبا کلام را ندارم و بیگمان هر فردی می تواند مخالف یا مخالف شخص یا پدیده ای باشد و به نظر من همانطور که جامعه روشنفکری  ما به اشخاصی بمانند اکبر گنجی  و افرادی به مانند وی احتیاج دارد همانطور که به خاتمی ها و کروبی ها و دیگران نیاز دارد به صادق زیبا کلام هم نیاز دارد اما کاش بجای اینکه با توهین و تحقیر به دیگری بنگریم هر فرد یا گروهی هر انچه را که صحیح میداند عمل کند و بیگمان هر انچه را که شفاف است بگوید زیبا کلام میتواند موافق هاشمی رفسنجانی باشد میتواند به عنوان روشنفکر در صداو سیما نظرات خود را به عنوان نماد روشنفکران بگوید اما نمیتواند دوستی در لباس دشمن باشد بیگمان نظرات اخیر زیبا کلام درباره بازنشستگی اساتید از دانشگاهها، نظزات ایشان درباره سیاست خارجی دولت احمدی نژاد و این نظر ایشان و حتی نظر ایشان درباره نظریه ورود زنان به ورزشگاهها چنین شبه هایی را القا می کند هر چند نباید زیبا کلام را یک دوست ندانست

مطالب مرتبط: قهرمان سازی کاذب

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 20:51  توسط غلامحسین خدری  | 

دبيرخانه شوراي اطلاع رساني دولت، كارنامه مختصر دولت نهم را منتشر كرد. اصل خبر

در اینجا قصد انتقاد از کارنامه دولت را ندارم و گذشته از ان توقعی از دولت هم نداشته ام و خود دولت هم ظاهرا بجز عده ای که حرفهای مبهم انان را باور میکنند یا تظاهر به باور کردن میکنند به دیگران رغبتی نشان نمیدهد .اما با این وجود شفاف نبودن عملکرد دولت فعلی به معنای قبول داشتن دولت سابق نیست و همچنین وارد دانستن انتقادات به دولت فعلی از بار تقصیرات دولت قبلی نمی کاهد و در ضمن اینکه تمام اینها به منزله این نیست که دولت نهم عملکرد مثبت اصلا نداشته باشد زیرا هر دولت و هر گروهی به موازات عملکرد خود میتواند دارای عملکرد مثبت در بعضی زمینه ها هم باشد با این تفاسیر جستی مختصر برهفت بند ارایه شده  در کارنامه دولت می نهیم و بعد از ان به صفحاتی که به هر دلیل دولت ان را از کارنامه خود کنده است می پردازیم

۱ـ مردم محوري :سالهاست که توسط مقامات مسئول با این کلمه بازی شده است هر چند خود مردم بیشتر بازیچه اند و هر چند بازیگر خوبی هستند اما چون در بحث تئوریک هستیم و غرض از این نوشته ، نوشته ای است بر کارنامه منتشر شده دولت ، پس ناگزیریم بپنداریم کلمه مردم ،سالهاست که بواسطه مقامات، معامله کلامی و قلمی میشود هر چند طرفداران بزرگتر رئیس جمهور و دولت نهم به مانند مصباح یزدی و خزعلی تکلیف خود را با این کلمه حداقل روشن کرده اند اما از بار بازیچه بودن ان کاسته نشده است

2- تلاش جهت افزايش فرهنگ خدمت رساني: به ظاهر دولت سعی کرده است تشخیص بدهد که مردمی که اگاهانه و یا نااگاهانه ، اینان را انتخاب کرده اند به چه علتی اینکار را انجام داده اند ظاهرا یکی از این دلایل چنین بندی میباشد حال انکه  در عمل چه موفقیتی بدست امده است به نظر حقیر تفاوتی حاصل نشده است


3- دنبال نمودن رويكرد عزتمند در عرصه ديپلماسي :بیگمان سطح دید افراد در مقایسه هر پارامتری میتواند متفاوت باشد اما دیپلماسی  در کشور ما به مانند بیماری میماند که سالهاست با دردی مزمن دست و پنچه نرم می کند و هنوز راه علاجی ندارد در این میان طبیبانی چون هاشمی وخاتمی شاید توانستند با مسکنی موقت این بیماری را برای مقطعی کم اثر کنند اما بدلیل کم اثر بودن مسکن انان ،بیمار نحیف و نالان تر شد و بدست طبیبی افتاد که دارویش نمک به زخمی پاشیدن بیش نیست

4ـ بسترسازي براي عدالت:شعار اصلی احمدی نژاد و دولت وی بیشتر در این بند خلاصه میشود اما اینکه تا چه حد موفق بوده است اعداد و ارقام دولت، پیشرفت را در بوق و کرنا میکند اما انچه هویداست! نمیدانم ایا خودشان هم میتوانند چنین محاسباتی را باور کنند اما هر چه باشد نتیجه اش بازدهی مثبتی بر روند اقتصادی حداقل بر دید ظاهر بینی چون من نگذاشته است امیدوارم که دید بقیه متفاوت باشد و امیدوار باید بود که جهشی در محاسبات اقتصادی صورت گیرد

5- حمايت از بخش خصوصي ، سرمايه گذاري ، توليد و كار آفريني: امیدوارم منظور از بخش خصوصی قراردادهایی که در پارس جنوبی دایر گردید نباشد و همچنین امیدوار باید بود منظور اینان از خصوصی و اشخاص حقیقی ، افرادی که سایت عارف نیوز سایت همفکر و نزدیک به دولت در پی افشای انان بود و به تیر تیز فیلترینگ نائل گردید نباشد و همچنانکه منظور از کارافرینی بیکار شدن کارگرانی که در اقصی نقاط کشور فریادشان  به تناوب به گوش میرسد نباشد

6ـ تخصيص بي‌سابقه اعتبارات عمراني:البته در این گزینه شکی نیست اما نتیجه مورد نظر که بتواند فرایند مثبتی حاصل شود گزارش نشده است البته در گذر از بودجه هایی که صرف اعتبارات عمرانی در جاهای دیگر دور از دید ما شده است

7ـ صرفه جويي اداري ـ مالي در كشور : اگر منظور از عملکرد شخصی رئیس جمهور در حوزه شخصی خود بوده است شواهد و قرائن حاکی از چنین عملکردی است اما اگر  عملکرد  مدیران دولتی در بحث مدیریت  مدنظر است شواهد و قرائن نشاندهنده چیز دیگریست همین اخیرا ماجرای باشگاه پرسپولیس با مربی هلندی خود نمونه ای بارز است

اما اگر تمام صفحات ورق زده شده را بدون اشتباه قلمداد کنیم و کاستی ها را حمل بر فقدان احاطه ما بر توانایی های و عملکرد دولت بنامیم اما صفحاتی دیگر نایاب شده که بد نیست اشاره ای مختصر بنماییم

۱ـبحث هولوکاست و اسرائیل:محمود احمدی نژاد از شروع دوران ریاست جمهوری این مسئله را بد جور پررنگ کرده است حال به اصل قضییه کاری ندارم که درست است یا نادرست اما کاش دولت در عملکرد خود به تاثیر این مولفه بر کارنامه خود نیز می پرداخت

۲ـنامه نگاری:احمدی نژاد در این یکسال دولت خود اقدام به نامه نگاری به سیاستمدران کرده است در این بحث هم کاری به اصل ندارم اما کاش توضیح میداد دلایل و تاثیر این عمل در کارنامه اعمال دولت

۳ـانرژی هسته ای: در کارنامه دولت به موفقیت در دیپلماسی در کارنامه خود اشاره شده است اما بد نبود دولت در بحث انرژی هسته ای موفقیات خود را در شکل گسترده تری منتشر میکرد تا  بحث انرژی هسته ای که مردمگیر هم شده است  به جواب قانع کننده ای برسند

۴:ورزش و جام جهانی:در این یکساله عمر دولت یکی از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان یعنی جام جهانی  برگزار شد و البته دولت نهم بسیار سعی داشت که نقش پررنگی در این مهم بر عهده گیرد حال با تمام اتفاقات روی داده دولت بد نبود  درکارنامه خود به این مهم اشاره ای میکرد

۵ـرفتن به سازمان ملل: رئیس جمهور در ابتدای دوره ریاست جمهوری خود به سازمان ملل رفت حال رفتن به چنین جایی فارغ از موقعیت مکانی ان ، دست اوردی مثبت یا منفی می تواند برای هر شخص یا کشوری داشته باشد بد نبود گزارش این دستاورد در کارنامه گنجانده میشد

۶ـ عملکرد وزارتخانه ها:وزارت علوم در قضیه دانشگاهها و دانشجویان عملکرد پر سر و صدایی داشته و همچنانکه وزارت  کشور در حوزه عزل و نصب ها و وزارت کار و امور اجتماعی در حوزه پیرامون خود ، شایسته بود دولت با بیانی شفاف ذهن بیمارانی امثال من را در این قبیل شفافتر می کرد

۷: مسئله قومیت ها: درایت و عقلانیت در بسیاری اوقات از عمق فاجعه میکاهد . عملکرد و تدبیر دولت در ماجراهای خوزستان و سیستان و اذربایجان نیازمند توضیح بود

بیگمان دولت مسائل و بندهای بیشتری دارد که میتواند بر صفحات کارنامه خود بیفزاید همچنانکه میشود صفحات دیگری بر صفحات ناپیدای منتشره اضافه کرد امیدوارم یکطرفه به قاضی نرفته باشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 22:53  توسط غلامحسین خدری  |