چند ماهی بیش نمی گذرد بعد از روی کار امدن حماس بجای جنبش فتح بر مصدر امور فلسطین دولتهای غربی تاکید بر این می کنند که حماس اسراییل را به رسمیت بشناسد و اسلحه را زمین بگذارد یا اینکه کمکهای خود را به دولت فلسطین قطع می کنند در این مقوله کاری به این ندارم که باید چنان کنند و یا می بایست چنین می شد یا چنان. اما هر چه هست خود مردم فلسطین به حماس رای داده اند .و قبل از اینکه دول غربی و دیگران این را بپذیرند باید خود فلسطینی ها این را بپذیرند که هر انتخابی نتایج بعد از خود را به همراه دارد و حال انتخاب حماس بدست مردم فلسطین چه خوب و چه بد انتخاب خود انها بوده و باید هم به پای ان بایستند . اما صحبت جای دیگری است کمک ۵۰ میلیون دلاری ایران:
از طرف ایران ۵۰ میلیون دلار به مردم فلسطین کمک شده است حالا اینکه این پول از کدام ردیف بودجه و بر چه اساسی داده شده است کاری به ان ندارم اما حالا که پای مردم فلسطین به میان امده است بد نیست نگاهی هم به مردم ایران بپردازیم
هنوز یک ماهی از سال نو شمسی نگذشته است در استانه همین سال نو موعدی که ایران و ایرانی طبق سنتی کهن باید سال نو را جشن بگیرند در گوشه ای از همین کشور یک خانواده ۸ نفری سال نو خود را با سفره ای اغشته به خون جشن می گیرند برای اینکه نان اور خانواده در ان بحبوهه به ظاهر نوشدن ها قدرت نو شدن و نو کردن خود و خانواده اش را ندارد . پس طاقت دیدن و تحمل این زندگی مشقت بار را ندارد و خود و خانواده اش را از این زندگی به ظاهر خوشبخت نجات میدهد میدانید مشکل انان با چه چیزی حل می شد شاید با کمتر از یک میلیون تومان پول ناقابل که مبلغی کمتر از یک پنجاه هزارم پول تعلق داده شده به ملت فلسطین است.
جاهای دور نمیخواهم بروم اطراف خود را که نگاه میکنم جایی هیچ شک و شبهه ای باقی نمی ماند که مردم کشور خودمان لایق ترین فرد برای اختصاص دادن این کمک بودند
چه بسیار مادرانی در این سرزمین برای اینکه شکم فرزندانشان سیر شود شبها خود شکم گرسنه سر بر بالین می نهند چه بسیار پدرانی که از ساعات ابتدای روز تا ساعات واپسین شب زجر و زحمت می کشند باز فرزندانشان روی خوش اسایش را نمی بینند.
در این مملکت مردمانی زندگی می کنند که خرج داروی درمان خود را ندارند می دانید چه می کنند؟ به انتظار عزراییل بزرگ می نشینند تا زودتر بیاید تا انان از این زندگی زجر اور خلاص شوند و چه بسیار بوده است بیمارانی که به علت نرسیدن کفاف پولشان جهت هزینه های عمل و درمان بیمارستان ها نظاره گر مرگ عزیز شان بوده اند. عزیزشان چشم انتظار یاری از انها داشته است اما انها حتی حاضرند جان خود را هم فدا کنند اما قادر به تهیه پول هزینه های سرسام اور درمان نبوده اند
کم نیستند در این مملکت دختران و زنانی که با پا گذاشتن بر روی شخصیت و ابرو و اعتبار خود روی به تن فروشی و خود فروشی اورده اند تا حالا که زندگی نمی کنند لااقل زنده بمانند می دانید با ۵۰ میلیون دلار می شود چه تعداد از انان را سرو سامان داد
چه بسیارند جوانانی با هزاران ارزو و امید برای زندگی و برای تشکیل خانواده اما بعلت نداشتن چندین میلیون< تومان نه دلار> پول راه زندگی شان از لابلای دود ها و خرابه گذشته است و منتظر جبر زمانه اند تا زمانه با انان چه بکند
در این مملکت مردمان بسیاری از روستاهای کشور و تعدادی از شهر ها اب اشامیدنی ندارند و بواسطه خوردن اب از تانکرها و ماشین حمل اب که برای ان نیز باید ساعتها در صف بایستند. و نتیجه استفاده از چنین ابهایی هم خود بخود مشخص است گرفتار شدن به انواع و اقسام بیماریهایی که هزینه های ان را نمیتوانند باور کنند. و در این کشور بواسطه نداشتن جاده هایی امن و برخوردار بودن از انواع و اقسام چاله هاوخرابی ها مردم این مملکت شاهد از دست دادن نزدیکان خود هستند می دانید برای ترمیم ان چه نیاز است تنها میلیون دلارهایی که جاهای دیگر هزینه میشود همین و بس
مردم این دیار شاهد انواع نابسامانی رفتاری و عملی در بین جوانان خود هستند نباید پرسید چرا؟ جوابش بسیار راحت است خیل عظیم جمعیت جوانانی که عده کثیری از انان پس از تحمل هزینه های سرسام اور دانشگاه ازاد مدرک گرفته اند بعلت نبود کارو اشتغال راههای دیگری برای زیست خود انتخاب نموده اند و ان عده ای هم که از این بلایا ایمن مانده اند حد نصاب عرفی و عقیدتی اشتغال را کسب نمیکنند بیگمان ۵۰ میلیون دلار می تواند لااقل زمینه ساز اشتغال فردی یا جمعی دهها هزاران نفر از انها باشد
در چندین ماه گذشته بارها شنیده شده که کارگران کارخانه ها بعلت پرداخت نشدن حق و حقوقشان دست به اعتصاب زده اند و نمونه واضح ان اعتصاب کارگران سندیکای شرکت واحد بود که هنوز رهبر ان برای احقاق حقوق انها درزندان است برای مردم و جمعیت و خانواده ای که خود مشکلاتی بزرگ از این قبیل دارد دادن پول یا کمک به دیگران نمیدانم چطوری باید توجیه شود
از این قبیل مسائل عمومی بسیار زیاد است اما اگر در روح و عمق مردم جامعه ایران برویم از کارکنان ادارات گرفته تا کاسبان و کارگران و دوستان و اعضای خانواده طوری مسائل مادی بر زندگی مردم ریشه دوانده است که خیلی ها حاضرند دیگری را له کنند تا خود به منفعت مادی بیشتری برسند براستی جامعه ای که بدین حد رسیده است ایا نیازمند نیست؟ نیازمند بدان حد که به هر شعاری و نوایی گوش می دهد که نمونه واضح ان انتخابات ریاست جمهوری اخیر است که چهره ای روحانی اشنا و با سابقه ای مشخص انگونه مردم ایران را شناخته است که راحت دست روی نقطه ضعف انها میگذاردو با وعده مالی هر چند کم و با دادن وعده ماهی ۵۰ هزار تومان بسیاری از جوانان ناراضی را که حاضر نبودند پای صندوقهای رای بروند را برای انتخاب خودش به میدان اورد و واضح تر انکه ریس جمهور اخیر ایران هم با دادن شعارهایی از این دست و زدن حرفهایی از این قبیل باعث جمع شدن ارای عده ای مردمی گرسنه به سمت خود شد براستی چنین جامعه ای که نمیتواند نیازهای خود را برطرف سازد چگونه میتواند از دادن پول به کشور دیگری و مردم دیگری حالا هر چند نیازمند توجه نکنند هر چند این مردم دیگر حوصله زدن هیچ حرفی را دگر ندارند اما بالاخره خیلی از چیزها را در خود نگه میدارند
سخن از این دست بسیار است اما این بدان معنی نیست که برای من و امثال من که شاید با یک ده هزارم این پول می توانیم چرخ زندگیمان را بچرخانیم ملت و مردم فلسطین مهم نیستند چرا مهم هستند اما مردم جامعه ایران که با داشتن کشوری با نفت سرمایه ای خدادادی که سالانه دارامدهای بیشمار صرف چیزها و مسائلی می شود که شامل حال ماها نمی شود و با داشتن متخصصان و اهل علم و فن داران زیادی که تعداد کثیری از انان جلای وطن کرده اند و می توانستند برای اقتصاد بیمار و همچنین جامعه بی نشاط ما ارمغان های زیادی اورند ارزو دارند و داشته اند که با این سرمایه های زیاد خود مردم این دیار مشکلی لااقل از جنبه مادی احساس نکنند و با داشتن چنین سرمایه هایی نه تنها به فکر مردم فلسطین باشند بلکه مردمان فقیر صحرای افریقا و گینه بیسائو و بورکینافاسو را هم فراموش نکنند و مشکل من و جامعه ما با شخص یا اشخاص مشخصی نیست برای من و امثال رفتن و امدن های سیاسی تغییری را ایجاد نکرده و نمی کند بلکه انچیزی را که مهم است با داشتن زندگی راحت و بی تنشی لااقل از لحاظ مادی شب را با ارامش سر بر بالین نهیم اما ای کاش لاقل این ۵۰ میلیون دلار مشکلات مردم فلسطین را حل می کرد وای کاش عقلای قوم اینطوری روا می داشتند که ۵۰ میلیون دلار ما هیچوقت جایگزین کمک های ۴۰۰ میلیون دلاری امریکا و ۶۰۰ میلیون دلاری اروپا را که نمیتواند بگیرد و ۵۰ میلیون دلارما گرهی از مشکلات عدیده فلسطینی نمی گشاید ای کاش بجای ماهی به انان ماهیگیری یاد می دادند
و اما انانی که در چنین مسائلی هم حاضرند از دین و مذهب مایه بگذارند مگر بزرگان دینی و مذهبی به صراحت از بدبختی ها و فجایع فقر سخن نرانده اند پس ملتی که خود فقیر است هیچ توجیهی را نمیتواند بپذیرد نه اینکه نخواهد نمیتواند
اما در پایان ضمن احترام کامل به ملت فلسطین نه تنها از جنبه دینی بلکه از جنبه انسانی که هر زجر دیده ای در هر گوشه ای از جهان یاداور انواع و اقسام زجرهایی که بر ما و مردمانی از جامعه ما رفته و می رود دادن پول از جانب ایران به فلسطین ما را نمی ازارد بلکه بی توجهی به جامعه و ملتی که خود زخمهای عمیقی دارد ازاری بس بزرگتر است اما با تمام این تفاسیر با اینکه برای دادن این پول از جیب ملت ایران هیچکس از امثال ما اجازه نمیگیرد اما با اجازه کامل از طرف خود و دیگرانی که میشناسم با انواع زخمها و دردها بدون هیچگونه کینه و بخلی بخشایش چنین پولی از طرف جامعه ایران را باوجود تمام ناراحتی ها و دردها اما با تمام صافی و اخلاص تقدیمشان میداریم امیدوارم مشکلات انان کمتر شود و استفاده بهینه ای بتوانند از چنین کمکهایی بکنند و امیدوارم دیگر در سرزمین انها بمانند سرزمین ما دیگر کودگی گرسنه نشود پدر و مادری زجر مادی فرزندانش را نکشد و در اخر هیچکس بخاطر پول و مادیات اسیر زجر و زندان و گرفتاری نشود و با تمام صافی و صداقت اینطور می پندارم که ما لایق چنین پولها و سرمایه هایی نیستیم پس نوش جان و گوارای وجود




