بهر حال امسال نیز به موازات سالهای پیش داردبه ایستگاه اخر می رسد سالی که برای بسیاری شاهد لحظات تلخ و شیرین زیادی بوده است سالی که برای من به موازات سال قبل شاید رنگ خوشی به خود ندید سالی که هر چند خواستیم سیاه نبینیم اما سیاه بود سالی که سیاهی ایستگاه دیده هامان شد البته اینها بیشتر برداشتی از سرنوشتی شخصی بود اما از شخص هم که بگذریم در جامعه هم شاید حوادث خوش زیادی نداشته ایم
سال که انتخاب محمود احمدی نژاد بعنوان ریس جمهوری ایران شوک بزرگی به همه بود هم اقایانی که خواب بودند و فکر می کردند مردم هر چند هم که انها خواب باشند باز هم مردم فکر می کنند که بیدارند و هم انهایی که در خواب هم نمی دیدند طرف مقابل کاری بکند که مردم مجبور شوند به شعارهای پوپولیستی انها دلخوش شوند و هم انهایی که بی اعتماد از هر دو طرف ماجرا برایشان طرفهایی دیگر هیچکدام زخمی را دوا نمیکرد اما هر گمانه زنی را میکردند بجز انچیزی که هویدا شد
ماجرای اعتصاب غذای اکبر گنجی که بدون شک میتوان گفت جهانی راتکان داد و انهایی که منتظر بودند لااقل روزهای اخر دولت خاتمی با ازادی اکبر گنجی توامان شود تا لااقل خاتمی در روزهای اخر بتواند پایانی خوشی باشد بر شعارهایی که داد تا عمل کند اما عمل نکرد تا همچنان انها در حد شعار بمانند اما باز هم خاتمی همان خاتمی بود و همان خاتمی ماند
ماجرای ایران و شورای حکام و شورای امنیت و غرب را هم که امسال به تناوب شنیدیم همچنانکه احمدی نژاد و اسراییل و فلسطین و هولو کاست را گوش جان سپردیم شرکت هاشمی در انتخابات که ضرب المثل مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد را نقص کرد و نشان داد که نه از اصلاح طلبان می ترسد که در مجلس ششم در برابرش ایستادند و نه از راست گرایان که قرار بود در انتخابات اتی در برابرش بایستند و از انطرف اصلاح طلبان که خودشان نتوانسته بودند شعارهایشان را عملی کنند حتی نتوانستند با هم کنار بیایند و چند تا کاندیدا داده بودند و وقتی که رای نیاورندند همه کاسه کوزه ها را سر انها که انتخابات را تحریم کرده بودند شکستند غافل از اینکه شاید خود باعث شدند که خیلی ها از انها ناامید شوند هر چند انهایی هم که تحریم کرده بودند در ان روزها داد می زدند باید در عرصه عمومی فعال بود و راه اصلاحات از جای دیگر می گذرد اما بعد ازانتخابات انها هم کار خود را از سر گرفتند سالی که شاید تیره بختی ان دامان سندیکای شرکت واحد را هم گرفت و بارها نان زندان و سندیکا و منصور اسانلو را شنیدیم ایا خانواده اسانلو امسال عید می گیرند و سالی که درویشان گنابادی را از قم هجران داد درویشانی که اگر به خود ضربه نزنند به هیچکس دیگر اسیبی نخواهند رساند
ماجرای سقوط هواپیماها که بالاخره هیچکس نفهمید مشکل از کجا بوده است و چه کسانی مقصر هستند صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی یکی از رویدادهای ملی و ورزشی بود که دیگر بحث های ورزشی امسال را بمانند کنار گذاشته شدن علی پروین<هاشمی رفسنجانی میادین فوتبال> و بحث های خسته کننده در باره کنار گذاشتن علی دایی و حتی برانکو را کمرنگ تر جلوه داد سالی که خیلی ها اخرین سال عمرشان بود از منوچهر اتشی و منوچهر نوذری تا ممیز و تجویدی و مجید سبزی گرفته تا خبر نگاران و فرماندهان سپاه که مشهورترینش احمد کاظمی که ظاهرا همشهری منتظری بوده و اولین فشارها را ایشان بر بیت مرجع تقلید همشهریش شروع کرده بوده است
حوادث خوزستان هم از حمله مسائلی است که کم و بیش مجهول مانده است اما هر چه بود و هر چه هست تمام مسائل که یک نوع جنگ اعصاب بود و بر پیکره امسال ما افتاده بود دارد به اخر خط می رسد اخر خطی که ازادی اکبر گنجی یکی از حوادث نادر ان بود حادثه که لبخند ها را بر لب ها جاری ساخت لب ها یی که دیگر با لبخند بیگانه شده اند و باز بسان همیشه ای کاش از این لبخند ها همیشه بر لبها بود اما نگذاشتند باشد و در نهایت سالی را به پایان می بریم که خود من با تمام دردها و رنجها به هزاران جور تحمل به اخر رساندم و معلوم نیست سالی که پیش اید ادامه دهنده ان نشود همچنانکه طبلهای ناخوشی از در و دیوار زده میشود ولی همچنان امیدوار که لااقل سال جدید سال خوبی باشد که لااقل شاهد زجر نزدیکان خود نباشیم و امیدوار که سال خوبی برای همه باشد و عید و نوروز را پاس بداریم با اینکه خیلی ها به موازات سالیان سال قبل عید ندارند و سال نو می شود و همچنانکه خیلی از ما ها سالمان و خودمان و زندگی مان و روحمان نو نمی شود اما امیدوار که لااقل برای دیگران بشود و در پایان بهترین های این سال را از دیدگاه شخصی که خود سال بدی داشته اما امیدوار است که ان راخوب ببیند
بهترین هایی که امسال با ان بر خوردم
بهترین سایت سیاسی: روز انلاین
بهترین وبلاگ: نیک اهنگ کوثر<هر چند این اواخر از نوشته هایش اصلا خوشم نمی امد>
بهترین فیلم سینمایی که دیدم :حکم
بهترین نوشته ها از اهالی سیاست: نوشته های احمد زید ابادی
بهترین نوشته ها که نمیدانستیم بگرییم یا بخندیم : ابراهیم نبوی
بهترین خبرسال در سال خبر بد:ازادی اکبر گنجی
بهترین و بیشترین فریادی که همیشه در گوشها بود: ناله های معصومه شفیعی
ودر اخر هم کلام خود را بامعصومه شفیعی به پایان می برم
باز بهاری دیگر و سالی دیگر. سالی که گذشت سرشار از رنج ها و سختی ها برای بسیاری چون ما بود؛ سالی که عدالت، انسانیت و وجدان دست آموز فرهنگ ها، تهی تر از همیشه می نمود. سالی لبریز از اضطراب و دلهره. سال 84 هر چه بود گذشت و رفت، و روسیاهیش نیز به گواهی تاریخ به ذغال خواهد ماند.اینک ماییم و سال نو. به امید لحظه ای که با تحویل سال، قلب هایمان نیز متحول و سرشار از عشق به انسانیت و آزادی شود. به قول زنده یاد فریدون مشیری:ای دل من گرچه در این روزگار/ جامه رنگین نمی پوشی به کام/ باده رنگین نمی نوشی ز جام/ نقل و سبزه در میان سفره نیست/ جامت از بی بادگی اینک تهیست/ ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با بهار/ ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب/ ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار/ گر نکوبی شیشه غم را به سنگ/ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ."
او سخنش را چنین به پایان رساند:"با بهترین آرزوها برای همه شما و همه ما









کمتر از۲۶ روز به ازادی زندانی شجاع زندان اوین نمانده است مدتهاست که نمیگذارند اسمی و یادی از او بر زبانها اید و بر نوشته ها جاری شود اما ایا او فراموش می شود کسی که در زمان خواب و خفتگی و بقول دکتر شریعتی بیماری مصلحت پرستی ما و شما ها بیدار ماند در روزهایی که مردان سیاست ما به هیچکس به جز خود نمیاندیشیدند اکبر گنجی میداندار سیاستی شد که بیداران ان خواب مصلحت را به افشای حقیقت تر جیح می دادند اما اکبر گنجی